اجرایی بزرگ
نگاهی به اجرای ارکستر فیلارمونیک ایرانیان به رهبری آرش گوران
نوشته: آریو فرضی |
|
ارکستر فیلارمونیک ایرانیان به رهبری آرش گوران روزهای 17 و 18 خرداد در تالار وحدت به اجرای برنامه پرداخت. این ارکستر به نقل از بروشور برنامه، از سال 1385 فعالیت خود را آغاز کرده و این چندمین برنامه آنان است. هدف تشکیل این ارکستر به نقل از همان بروشور: «نقبی بود برای کشف حقیقت و مفهوم ژرف واژه آنسامبل و رسیدن به کشف کیفیت بیان و صدادهندگی ومیمیک صدا در جریان اجرای موسیقی ادوار مختلف موسیقی کلاسیک». |
| خبر تشکیل ارکستری جدید برای هر اهل موسیقیای خبری خوش است، چرا که تولد ارکستری جدید در ابتدایی ترین هدفش به معنای جریان داشتن بیشتر موسیقی در جامعه است و در والاترین سطح هدفش به معنای ارائه دیدی جدید و تفسیری متفاوت از قطعات در دست اجراست. |
| چیزی که من را در شب دوم برنامه، این بار به تالار وحدت کشاند بیشتر از آنکه کنجکاوی در مورد حضور ارکستری جدید باشد، انتخاب و گنجاندن قطعهی زیبایی «گیا کانچلی» (Giya Kancheli) در برنامه بود که فکر میکنم حضور این قطعه در رپرتوار برنامه مخاطبان بسیاری را به تالار وحدت کشاند. |
|
 |
| ارکستر فیلارنومیک ایرانیان را عمدتاً نوازندگان جوان تشکیل میدهند. نحوهی چیدمان بخشها نشان دهنده حساسیت گوران به جنس صدایی است که از ارکستر انتظار دارد. |
| برنامه با دو رقص مجار از یوهانس برامس (که در بروشور به اشتباه یوهان درج شده بود، که متاسفانه انگلیسی ضعیف در ترجمهها و غلطهای املایی در اسامی از خصوصیات ثابت بروشور در ایران میباشد.) آغاز شد. رقص مجار شماره یک بخاطر تمپوی تند و فضای شادش معمولاً در برنامههای کلاسیک به عنوان قطعهی آنکور (encore) اجرا میشود، آغازگر برنامه بود. این نشان میداد که چیدمان قطعات در ذهن گوران به طوری انتخاب شده که شنونده از مسیر رقصهای اروپایی- نوردیک، و روسی کم کم برای شنیدن اثر ملانکولیک و تأثیرگذار کانچلی آماده شود. |
| اولین نکتهای که در مورد این ارکستر به محض شروع قطعات دیده و شنیده میشد، کوک خوب سازهای زهی، بالانس خوب صدا، هماهنگی نوازندگان با دست رهبر و دینامیک دقیقی بود که نشان از تمرینات طولانی و دقت و وسواس گوران در بیان موسیقایی قطعات بود. نوازندگان به راحتی میتوانستند به دست رهبری که پارتیتور را از حفظ رهبری میکرد اعتماد کنند. |
|
پس از رقصهای مجار برامس نوبت به والس معروف «آرام خاچارطوریان» از بالهی Masquerade که به سال 1941 برای نمایشنامهای به همین نام اثر «میکائیل لمونوتف» نوشته شده بود، رسید. توجه دقیق به دینامسیم و روباتوهای قسمتهای میانی و در برگشتها از نکات بارز این اجرا بود. |
| برنامه بدون آنتراکت ادامه پیدا کرد و بالاخره نوبت به گیا کانچلی رسید. کانچلی آهنگسازی است که شاید برای همگان آشنا نباشد لذا قبل از اینکه به اثرش بپردازم لازم میدانم مختصری در مورد او بنویسم چون در بروشور برنامه هم اطلاعاتی در مورد او درج نشده بود؛ «گیا کانچلی» در روز دهم اوت 1935 در شهر تفلیس بدنیا آمد و هم اکنون که به دلایل سیاسی ساکن سوئیس میباشد بزرگترین آهنگساز زندهگرجستان است. کشف او توسط کمپانی ECM به شهرت جهانی او افزود. موسیقی به نظر کانچلی مانند زندگی باید مملو از عناصر رومانتیک باشد. شاید به همین دلیل از وی نقل شده که «من به موسیقی تناول و فادار مانده ام». موسیقی کانچلی مملو از رنگ، بافت، احساسات شدید و متضاد و عناصر آوازی فولکور گرجی است. |
| نوازندگان سرشناسی همچون روستروپویچ، گیدون کرمر و یوری بشمیت کارهایی را که کانچلی به آنها تقدیم کرده بود ضبط کردهاند. |
| قطعهیMourned by the wind (به سوگ نشسته توسط باد) عنوان فرعی “A Liturgy for viola & orchestra” را دارد این لیتورژی یا قطعهی مذهبی را کانچلی در سوگ Givi Ordzhonikidze دوست نزدیک و منتقد موسیقی گرجستانی نوشته است. کانچلی در مورد این قطعه میگوید : «صفحات سفیدی است که رد و اثر اشکهای خشک شده روی آن به جا مانده.» |
| این اثر که از ژرف ترین و غم انگیزترین آثار کانچلی است در چهار مرومان نوشته شده است: |
| موومان اول با یک آکورد دیسونانس پیانو آغاز میشود و بعد صدای آلتو را میشنویم که بین 2 نت سرگردان است. همراهی ارکستر و کوبهایها فضای ملانکولیک قطعه را تقویت میکند و اُفت و خیزهای شوستاکوویچ گونهی موومان دوم عمق فاجعه را. موومان سوم یک larghetto آرام است که دوباره به تم سوگواری بازمیگردد و این بار توسط هارپسیکور، (در اینجا پیانو الکتریک) و ارکستر همراهی میشود در فینال صدای تاریک آلتو توسط ایدهای ارکستری که چندین بار تکرار میشود همراهی میشود و فضای سوگواری قطعهی را تا پایان آرام بخش کودا (coda) ادامه میدهد. |
| اجرا و تفسیر آرش گوران از این قطعه برداشتی صحیح از فضای غمگین و ملانکولیک قطعه است. |
| سکوت محض حاکم بر سالن تالار وحدت هنگام اجرای این قطعه حاکی از موفقیت اجرا و تأثیرگذاری آن را داشت. تکنوازی زیبای پدرام فریوسفی که در این قطعه ساز تخصصیاش ویولن را کنار گذاشته بود و نوازندگی سُلوی آلتو را عهده دار شده بود در حین محتاط بودن تأثیرگذار و درخور تقدیر است و زحمات آرش گوران و اعضای ارکستر فیلارمونیک ایرانیان بیشتر از همه جای تقدیردارد. |
| تنها نکتهای که به عنوان نقطعه ضعف به نظر من آمد، (اگر اندکی ناکوکی را بخصوص در سازهای بادی در برخی قسمتها را نادیده بگیریم) وقفهی بیش از حد طولانی بین موومانهای قطعهی کانچلی بود که باعث از دست رفتن فضای ایجاد شده و رابطهی موومانها میشد. فضای بین موومانها خود ارزش موسیقایی دارد مانند سکوتهای بین نتهای یک میزان. |
| حضور چنین ارکستری پدیدهی مثبت و با ارزشی است. در فضایی که بدلیل عدم حمایت، پشتیبانی و ارزش گذاری بارها شاهد تولد و مرگ آنسامبلها و ارکسترهای مختلف بوده ایم و در تالاری که در آن بارها شاهد اجرای ناکوک و غیر موسیقایی ارکسترهای جدید و هم خوانانی بوده ایم که رهبر آنها حتی اولین شرط رهبری یعنی حرکت صحیح دست را نمیدانست و با کوک، سبک، ژانر، دینامیسم و بیان موسیقایی غریبه بود، و در تالاری که شأن ارکستر رسمی آن تا سر حد اجرای موسیقی فیلم و قطعات شو واریته نزول داده میشود جای بسی خرسندی است که هنوز هستند کسانی که دغدغهی موسیقی فاخر و درست را دارند و در آن به اجرای موسیقی خوب و قابل ارائه میپردازد. |
| بدیهی است که ادامه کار هیچ آنسامبل و یا ارکستری صرفاً با فروش بلیط مسیر نخواهد بود. امید است که حامیان (اسپانسرها) فهیم، علاقمند و دلسوز که سر سوزن دغدغهی وجود فعالیتهای موسیقایی فاخر و قابل ارائه را دارند این موقعیت را مغتنم شمرده و به تشویق و پشتیبانی این دسته از هنرمندان که تعهد به کار صحیح و اصولی دارند، بپردازند تا ماندگاری چنین ارکسترهایی میسر شود. |
|
 |
| لینک ها: |
| |