مهتاب اثر کلود دبوسی
تحقیق: محسن ثقفی |
این قطعه قسمت سوم از سوئیت برگاماسک (Suite Bergamasque) است که در سال 1890 نگاشته شده و در 1905 اصلاح گردیده.
فرم کلی قطعه برداشتی آزاد از فرم سونات کلاسیک (A-B-Á) است. قسمت A شامل 2 بخش است. بخش اول از ابتدای قطعه تا میزان 14 و بخش دوم از میزان 5 تا میزان 26، قسمت B از میزان 27 الی 50 و قسمت Á که شامل تکرار تم قسمت A (میزان 51 تا61) و کدای قطعه (62 تا 72) میباشد.
این قطعه جزو دوره اول آثار دبوسی میباشد و نشاندهنده پایبوی دبوسی به چهار چوبهای اصلی موسیقی کلاسیک و رمانتیک است. در عین حال دبوسی با استفاده از از تمهیداتی که در ادامه ذکر خواهد شد، حالات متداول تثبیت تنالیته را که در موسیقیهای پیش از او مرسوم بوده بکار نبرده. تنالیتهها در این اثر به طور وضوح قابل تفکیک نبوده و عموماً خصلتی چند گانه دارند. بدین صورت که بر خلاف موسیقیهای تنال مرسوم، حل دومینانت به تونیک ( tیاD→ T ) کمتر پیش میآید. یا دو مینتانت یک تنالیته مطرح شده ولی از حل آن به تونیک خودداری میشود و به جای تونیک، آکوردی در درجه غیر اصلی تنالیته دیگری به گوش میرسد.
در این قطعه بیشتر وصلهای آکوردی بین درجات فرعی (II ,III,VI, VII)به کار میرود آنهم در حالات غیر پایگی، بدین صورت که یا پایه آکورد حذف شده و یا پایه آکورد در لابلای آکورد شنیده میشود و نه در باس.
تمها در عین حال که تکرار میشوند تغییرات جزئی میکنند، مثلاً آکوردهای همراهی کننده یک تم، در تکرار مجدد آن تم در یک یا چند میزان بعد با جایگزین کردن یک نت دیگر در ساختار آکورد در تمِ تکرار شده تغییر پیدا کرده و باعث میشود تکرار تم شنونده را خسته نکرده و با تنوعی نبوغ آمیز مواجه شود.
دبوسی گاه با تاکید زمانی بر یک نت یا آکورد باعث مرکزیت بخشیدن به آن نت یا آکورد میشود و از القای فضای تنال خودداری مینماید که این مسئله باعث ایجاد فضای تعلیق بیشتری میشود و همین تمهید را بهانهای برای مدولاسیون به فضای جدید قرار میدهد یا همان تنالیته یا فضای قدیمی را تثبیت میکند.
یکی دیگر از تمهیدات مهم دبوسی رنگ آمیزی ارکسترال این قطعه است. نتهای پدال تداعی کننده سازهای زهی و بادی برنجی، نتهای کشیده موجود در تمها تداعی کننده سازهای بادی چوبی و ویولونها و آرپژها و پاساژهای آرپژی تداعی کننده هارپ هستند.
دبوسی با استفاده مکرر از نتها و آکوردهای پدال که گاه از نتهای دیسونانس در ساختار آنها استفاده شده و حرکت آکوردهای دیگری که روی این نتها حرکت میکنند به فضاسازی صوتی پرداخته و تکنیکی منحصر به فرد ابداع میکند. این تکنیک که « به هم آمیزی اصوات» (Mixture) نام دارد شامل آکوردهایی است با فواصل یکسان که بموازات یکدیگر پدیدار میشوند و باعث ایجاد فضایی درهم تنیده شده و تداعی کنندۀ فضای مه آلود نقاشیهای مکتب امپرسیونیسم (آنچنانکه در آثار "کلود مونه"، "ادوارد مانه" و... آمده) است.
ا
|
|
دامه مطلب در مجله بخوانید... |