صفحه اصلی | اخبار | مجلات | محصولات ارغنون | دانلود | مقالات | اشتراک | فهرست فروشگاه ها
ماهنامه تخصصی موسیقی
تحلیلی، گزارشی، خبری
 
 
 
ماهنامه گزارش موسیقی - دوره چهاردهم، شماره 24 و 25
adam de la halle - آدام د لا هاله ادبیات موسیقی
تاریخ موسیقی غرب - قسمت هفتم
آنالیز سونات پیانو اپوس یک؛ آلبان برگ
 
برگشت به صفحه قبل
تاریخ موسیقی غرب
تاریخ موسیقی غرب - قسمت هفتم
ترجمه: سروش ریاضی
نت نگاری
نظریه پردازان قرون وسطی نیز در گسترش یک نظام نت نگاری مفید و مناسب در موسیقی تلاش فراوانی کردند. مادامی که سرودهای کلیسایی به طور شفاهی منتقل شده و متون به شکلی نادقیق با نغمه‌های سنتی تطبیق داده می‌شدند، تنها مورد لازم یاداشتی ضمنی بود که طرح کلی آهنگ را یاد آوری کند. احتمالاً زمانی پیش از نیمه‌ی قرن نهم میلادی، علائمی موسوم به «نئوم1»ها بالای کلمات قرار داده می‌شدکه (/) برای نشان دادن خط نغمگی بالارونده، (\) خط نغمگی پائین رونده و (^) برای ترکیبی از خطوط نغمگی بالارونده و پایین رونده بکار گرفته می‌شدند. این نئوم‌ها احتمالاً از علائم قواعددستوری تکیه‌گذاری نظیر آنچه که در زبان فرانسه امروزی هنوز مورد استفاده قراردارد، نشأت گرفته بودند. تا قرن دهم میلادی، مؤلفان موسیقی، نئوم‌ها رادر ارتفاعات مختلفی بالای متن می‌گذاشتند تا مسیر نغمه را دقیق‌تر نشان دهند؛ این‌ها را نئوم‌های بالا2 یا دیاستِماتیک3 می‌نامیدند. گاهی نقطه‌هائی نیز به خطوط توپُر افزوده می‌شد تا رابطه‌ای بین نت‌های منحصر بفرد یک نئوم را نشان داده و فواصلی را که این نئوم نمایان می‌کند واضح‌تر نماید. زمانی که یکی از مؤلفان خط قرمز رنگ افقی به عنوان معرف نت f رسم کرد و نئوم‌های حول این خط را دسته بندی نمود، پیشرفتی بنیادین در نت نویسی حاصل آمد، به همین ترتیب خط دومی که معمولاً به رنگ زرد بود، برای c' ترسیم شد. تا قرن یازدهم میلادی گیدوی اهل آرتزو از چهار خط حامل سخن به میان می‌آورد که بعدها مورد استفاده قرار گرفت و برروی آن، حروف نشانگر خطوط مربوط به f، c' و گاه g' بودند (سرانجام اینها به علائم کلید امروزی بدل شدند).
ابداع خطوط حامل، مصنفان را قادر ساخت تا اصوات (نسبت) را دقیقاً نت نگاری کرده، و موسیقی را از وابستگی‌اش به انتقال سینه به سینه رها سازند. این دستاورد همان قدر برای تاریخ موسیقی غرب حیاتی بود که اختراع نگارش برای تاریخ زبان. با این حال، نت نگاری روی خطوط حامل با نئوم‌ها هنوز ناقص بود. این شیوه نت‌ها را منعکس می‌کرد، اما کشش زمان نسبی آن‌ها را نشان نمی داد. برخی از نسخ خطی سرودهای کلیسایی در قرون وسطی حاوی علائمی هستند که وزن آهنگ را نشان می‌دهد، اما محققان امروزی پیرامون فضای آن‌ها با یکدیگر توافق ندارند. شواهدی در دست هست که نشان می‌دهد زمانی اشکال مختلف نت‌ها بیانگر کشش‌های متفاوت بودند، و اینکه از قرن نهم تا داوزدهم میلادی، خوانندگان سرود مذهبی از ارزش‌های زمانی کوتاه و بلند خاصی استفاده می‌کردند. اما به نظر می‌رسد که از قرن دوازدهم میلادی به بعد این شیوه آوازخوانی منسوخ شد. یک شیوه عملی جدید، نت‌های یک سرود را به نحوی در نظر می‌گیرندکه گویی همه آن‌ها ارزش مبنای یکسانی دراند، بطوریکه نت‌ها از نظر وزن در دسته‌های دوتایی یا سه تایی گردآوری می‌شوند، و این دسته‌ها بطور انعطاف پذیری در واحدهای ریتمیک بزرگتر ترکیب می‌شوند. این تفسیر که راهبان بندیکتی صومعه سُلزمز4 آن را در اوایل قرن بیستم و تحت رهبری «دام آندره موکرو5» ارایه نمودند، از سوی کلیسای کاتولیک همچون هماهنگ با روح آئین‌های عبادی لیتورژی پذیرفته شد. نسخ کتب لیتورژی سُلزمز که ارائه گشته و هدف آن‌ها نه بررسی تاریخی بلکه استفاده عملی بوده، شامل برخی علائم تفسیری هستند که در نسخ خطی وجود ندارد. متخصصان سرود ساده کلیسایی شک دارند که تصاویر کتب صومعه سُلزمز بازتاب اجرایی اعمال مذهبی در قرون وسطی باشند.


مُنودی‌های غیرآئینی و غیرمذهبی
گونه‌های نخستین موسیقی غیرمذهبی: کهن‌ترین نمونه‌های مکتوب موسیقی غیرمذهبی، ترانه‌های مندرج در متون لاتین هستند. قدیمی ترین این متون، مجموعه آوازهای گولیارد6 متعلق به سده‌های یازدهم و دوازدهم را تشیکل می‌دهند. گولیاردها که نام آن احتمالاً از یک حامی افسانه‌ای به نام اسقف گولیاس7 گرفته شده است، شاگردان یا طلبه‌های آواره‌ای بودند که در دوران ما قبل تاسیس دانشگاه‌های بزرگ برای کسب علم و معرفت از مدرسه‌ای به مدرسه دیگری می‌رفتند. شیوه زندگی توأم با خانه به دوشی آن‌ها که افراد متشخص آن را به سُخره می‌گرفتند، در آوازهایشان و به صورت مجموعه‌های دست نویس متعدد مورد تجلیل قرار گرفته است. این متون عمدتاً بعه سه موضوع مورد علاقه مردان جوان آن ایام اختصاص دارند: شراب، زن، وهزل. نحوه ارائه آن‌ها گاه نغز و ظریف است، و گاه نیست. روح آوازها قطعاً پرشور و غیررسمی است، همان احساسی که ممکن است هنگام شنیدن موسیقی مُدرن «کارمینا بورانا8» اثر کارل اورف9 به ما دست دهد تنها بخش اندکی از موسیقی گولیارد بصورت دست نویس‌های نت نگاری شده است، واین بخش اندک نیز به صورت نئوم‌های بدون خطوط حامل می‌باشد؛ لذا، تا زمانی که نغمه‌ای با نت نگاری دقیق‌تر بصورت مأخذی ارائه نشود، انتقال نت نویسی آن دوره به شکل امروزی بصورت حدس و گمان خواهند بود.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
آنالیز
alban berg - آلبان برگ آنالیز سونات پیانوی (اُپوس 1)؛ آلبان بِرگ
ترجمه: مریم فرشادفر / نوشته: آندرو کاستر
این سونات قطعه‌ای جالب در قالب تونال است که در آن بِرگ، بسیاری از تکنیک‌ها را در حد پخته و تکامل یافته به کار گرفته است. این سونات اثری تک موومانی در فرم سنتی سونات بوده که شامل بخش ارائه تم ها1، بسط و گسترش2 و یک بخش ارائه مجدد تم ها3 البته بطور تغییریافته و در نهایت کُدا4 می‌باشد. هر تم اصلی (اول، دوم و تم پایانی) در بخش ارائه تم‌ها در سرعت5 متفاوت بیان می‌شود. این تم‌ها که موتیف گونه به هم مربوط شده اند، همگی از گسترش تم آغازین حاصل شده اند. مرکز تونال قطعه و سرکلید B مینور است، همچنین فضاهای تونالیته‌ای که در جریان قطعه استفاده شده اند کاملاً منطقی می‌باشند، اما کروماتیسم پیچیده آن باعث شده که این سونات را یک کار با استفاده از آکوردهای تعلیقی6 و گذر7 و کروماتیکی بنامند. از مشخصه‌های سبک برگ استفاده زیاد از الگوهای تونال دوره‌ای در این سونات است. بطور برجسته، توالی‌های کروماتیکی، آکوردهای تمام پرده ای، تسلسل افزوده‌ها و کوارتال‌ها از این دسته اند. سوناتِ برگ که در سال 8-1907 نوشته شد، اولین بار در یک رسیتالی که شاگردان شوئنبرگ قطعات شان را می‌نواختند اجرا شد (در تاریخ 24 آوریل 1911). برگ این سونات را در طی اولین سال آموزش نزد شوئنبرگ نوشت اما «فقط برای خودش» نه برای تمرین نزد شوئنبرگ. با این حال این قطعه در عکس العملی به امیدهای معلمش نوشته شده بود و بسیار تحت تأثیر کار دیگری در فرم سونات و استفاده از چرخه پنجم‌ها در سمفونی مجلسی اُپوس 9 شوئنبرگ بود. سامسون یکی از تحلیل گرهای آثار برگ ادعا دارد، «از آنجا که از یک تماتیسم کلی به جای تونالیته برای ایجاد وحدت در این کار دیده می‌شود، نشان دهنده این است که قطعه تحت تأثیر شوئنبرگ بوده است». خیلی دیگر از تحلیل گرها معتقدند که کیفیت سونات کاملاً تحت تأثیر قطعه «تریستان و ایزولد» واگنر می‌باشد. اما من احساس می‌کنم کروماتیسم و تسلسل آکوردها در این سونات نوعی ارتباط با موومان‌های سونات «اسکریابین» دارد. سونات با دو موتیف آغاز می‌شود که در طول قطعه بسط و گسترش داده می‌شوند. موتیف اول بلافاصله در دست راست با نُت‌های (F#-C-G) آغاز می‌شود و موتیف دوم در میزان دوم و سوم در صدای بالا شنیده می‌شود که حالتی پائین رونده به طبع یک کروماتیک پائین رونده دارد (C#-D-B-Eb-G)، که یک گروه تمام پرده با یک نُت اضافه شده را تشکیل میدهد [B-C#-D#-(F)-G]. می‌توان موتیف دوم را به دو قسمت a و b تقسیم کرد. قسمت a (B-Eb-G) و قسمت b (C#-D). فراز آغازین سونات به طور قاطعی در آکورد تونیک B مینور فرود می‌آید و در نُت‌های باس چرخه پنجم‌های (B-F#-C#) را داشتیم. همچنین به طور سنتی می‌توان II-V-I در نظر گرفت اما توالی هارمونیکی آن‌ها به صورت سنتی نیست. ترجیجاً، هارمونی در اینجا با پاساژهای مشخص در سوم‌های بزرگ بطور کروماتیکی حرکت می‌کند یا توسط فواصل تمام پرده‌ای پر می‌شود تا یک فضای هارمنیکی تمام پرده‌ای ایجاد کند. به طور همزمان با موتیف دوم، دو خط کروماتیک پائین رونده داریم. یکی در دست راست، B-Bb_A-… و دیگری در باس، C#-C-B-… که تا میزان پنجم ادامه می‌یابد. هارمونی میزان اول برمبنای سه چرخه ایجاد می‌شود (ضرب اول: C#-G «6 نیم پرده» ضرب دوم: C-Eb «3 نیم پرده» ضرب سوم: B-B «هیچ نیم پرده») برگ در طی سونات الگوهای این گونه‌ای را بکار برده است و حتی به طور وسیع تری در کارهای بعدی اش.

ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
محل تبلیغ شما
آکادمی کر نامیرا
آموزشگاه موسیقی باغ نغمه ها
   
 
درباره ما تماس با ما
 
  تمامی حقوق برای موسسه فرهنگی هنری ارغنون محفوظ می باشد و هرگونه برداشت مطلب با ذکر موخذ بلامانع می باشد.