کودکی ِآهنگین درگهوارهی ترانههای مادری
بررسی نقش لالایی در رشد کودک و شکلگیری حافظهی موسیقایی او
نوشته: حمید عسکری |
لالایی و جایگاه آن در موسیقی فولکلور
موسیقی فولکلور1، که لالایی یکی از قالبهای آن است، در طی قرون متمادی با عبور از لایههای ذهن و زبان تودهی مردم، آن چنان سرشار از رنگ و بوی اندیشه و احساس آنان گردیده که بافتی از رگههای شعور و شاعرانگی قومی، بطرز شگفتانگیزی در جوهرهی عناصرش نقش بسته است. از این رو، میتوان با تجزیه و تحلیل ساختمان موسیقی فولکلور به لحاظ محتوا ، ساختار ریتمیک و ملودیک ، شیوههای بیانی و غیره ، به نوعی، به درک ساختار عقلانی – عاطفی یک قوم نزدیک شد، و در جهت ترسیم نمایی از هویت ملی کوشید.
سادگی ، دلنشینی و بیانگری ترانههای محلی نشأت گرفته از روح بیآلایش و زلال روستائیانی است که حافظهی موسیقایی آنان بستری برای حرکت تاریخی این ترانهها بوده است، و راز ماندگاری این نغمهها را باید در حضور و جریان دائمیشان در زوایای گوناگون زندگی روزمرهی مردم جستجو نمود2. گستردگی موضوعی این آوازها (از کارهای مردانه، همچون کشاورزی، و فعالیتهای زنانه، همچون کارهای خانه گرفته تا انواع جشنها و سوگواریها و مراسم قومی و آیینی و غیره) بیتردید نمایانگر نقش و تاثیرشان در روند زندگی روستایی بوده است و جدای از ارزش تاریخنگارانه، این آوازها حتی میتوانند در درک سیر حیات معنوی یک قوم نیز مفید واقع شوند، تا جائی که بواسطهی تحلیل آن ها، میتوان خطوطی از عقاید، آرمانها و احساسات یک ملت را در گذرگاه زمان ترسیم نمود.
لالایی، آوازی است مادرانه که غالباً با هدف راهی نمودن کودک به سرزمین خواب خوانده میشود، که گاه تا پایان دورهی شیرخوارگی و حتی پس از آن نیز توسط مادر زمزمه میگردد. لالاییها از جهت محتوای ادبی از تنوع مضمونی قابل توجهی برخوردارند و گوناگونی فرهنگها نیز به غنای آنها میافزایند. از رایجترین مضامین لالاییها میتوان به این موارد اشاره نمود : 1-بیان آرزوها و رویاهای مادر نسبت به آیندهی کودک 2- ابراز عشق و علاقه مادر به فرزند 3- بیان احوال شخصی مادر (دلتنگیها و نگرانی ها) 4- گلایه و شکایت مادر از روزگار سخت 5- نقل قصههای تاریخی و مذهبی و غیره. این مضامین افزون بر بار عاطفی، دارای ارزشهای جامعهشناسانه و روانشناسانه نیز میباشند.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
|