روند گیتار کلاسیک را در ایران بخصوص بعد از انقلاب که آموزش این رشته در ایران مسیر جدیدی را پیموده است، چگونه میبینید؟
گرایش به گیتار کلاسیک که از سابقه آن در ایران چیزی بیش از 50 سال نمیگذرد، جریانی «نو» و در راستای شکلگیری است. بررسی سیر تحولی این ساز که همواره در پیچ و تاب شکوفایی و نزول بوده، در قالب یک سنت و یک مکتب، مشکل به نظر میرسد. بروز استعدادهای ممتاز را نمیتوان ثمرهی نسلی ویژه، بلکه نتیجه قالبهای بالقوهی فردی، در مسیر این جریان دانست. عدم شناخت لازم از کارایی این ساز، لزوم استفاده از آن را محدود به محافل خصوص و به دور از تولیدات مهم موسیقی کرده بود.
یکی از دلایل مهم در اِزایش گرایش به گیتار کلاسیک بعد از انقلاب را میتوان علاوه بر رشد جامعهی جوان، محدودیت موسیقی مبتذل و در نتیجه همگانیتر شدن موسیقی کلاسیک و طبعاً گیتار کلاسیک دانست. از طرفی رسمی نبودن این ساز در سالهای اولیه انقلاب از طرف ارگانهای معتبر دولتی، امکان دسترسی به اساتید شایسته را فقط از طریق محافل خصوصی آنهم برای قشری خاص فراهم کرده بود. طبیعی است که اسلوب آموزش اساتید این ساز نیز نمیتوانست هماهنگ و تحت پوشش یک نظام هدفمند ارائه شود.
زندگی نامه
نوازندگی گیتار را از 14 سالگی با داریوش ابوالحسنی و هنریک آیوازیان آغاز کرد. به موازات نوازندگی، دوره های تئوری موسیقی، سلفژ، هارمونی، کنترپوآن، فرم و آنالیز را نزد اساتیدی از جمله مهران روحانی گذراند. مهرداد همچنین از محضر اساتیدی از جمله حسین علیزاده و داریوش طلایی نیز سود جست و با موسیقی دستگاهی ایران آشنایی پیدا کرد.
پاکباز طی سال های 1374 و 1375 در امتحانات کالج ترینیتی لندن –که در ایران برگزار می شد- شرکت و مدرک اجرایی دریافت نمود. در سال 1376 جهت تکمیل تحصیلات عالی عازم اطریش شد و در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین زیر نظر پروفسور والتر ووردینگر (Walter Wuerdinger) در رشته اجرای گیتار و تدریس نوازندگی به ادامه تحصیل پرداخت. او در سال 1384 موفق به اخذ فوق لیسانس در رشته های نوازندگی و آموزش موسیقی شد و در حال حاضر مشغول طی کردن دوره دکترا و تدریس موسیقی (علی الخصوص برای رده سنی کودکان و نوجوانان) است. گذراندن دوره های تخصصی با اساتید مطرح دنیا از جمله آرنولدو مورِنو (Arnoldo Moreno)، آلوارو پیه ری (Alvaro Pieri)، لئو ویتوژینسکی (Leo Witoszynesyj) و هاپکینسون اسمیت (Hopkinson Smith) نیز در کارنامه علمی مهرداد قرار دارد.
پاکباز از سال 1372 وارد عرصه حرفه ای نوازندگی نیز شد و کنسرت های متعددی را برگزار نمود. از جمله کنسرتو برای گیتار و ارکستر (در رِ ماژور، آنتونیو ویوالدی) با همکاری انجمن فرهنگی ایران و اطریش با اجرای ارکستر و رهبری مرحوم توماس کریستین داوید، رسیتال های گیتار از آهنگسازان به نام کلاسیک جهان در تهران، همکاری با گروه آریا موزیکا و اجرای منتخب آثار دوران رنسانس و باروک، کنسرت های تکنوازی گیتار و گروه نوازی در اطریش، آلمان، ایران، مجارستان، اسلواکی و جمهوری چک.
مقدمه: پیرو مقالات آسیب شناسی و نقد موسیقی آوازی ایران – که پیش از این نیز به تحلیل و بررسی آثار حمیدرضا نوربخش در شمارههای 6 و 7 همین ماهنامه پرداختیم - در این نوشتار به تحلیل و نقد و بررسی آثار یکی دیگر از خوانندگان ایران میپردازیم. امید که گامی مثبت در راستای رشد و اعتلای فرهنگ موسیقی کشورمان باشد.
حسامالدین سراج، فارغ التحصیل رشته معماری و آواز خوان و تصنیف خوان و نغمه سرا (به اصطلاح آهنگساز) و مدرس هنر در دانشگاه بوده که آثار متعددی مانند: یادیار، بوی بهشت، عشق و مستی، شرح فراق، نگاه آسمانی، کنسرت راستپنجگاه، باغ ارغوان، شمس الضحی، طریقت عشق، لیلی و مجنون، شهر آشنایی، دل آرا، رویای وصل، بی نشان، وداع 1و2، آئینه و آه، ماه نو، نازنین یار و ... عرضه کردهاند، البته ایشان کنسرتهای متعددی در داخل و خارج کشور و نیز اجراهای مختلفی در رادیو و تلویزیون داشتهاند. لذا نقد و بررسی آثار وی بعنوان خوانندهایی پرکار که بیش از دو دهه است در عرصهی موسیقی کشور فعالیت دارد، لازم و برای هنرجویان آواز و شنوندگان موسیقی سنتی ایران راهگشا و مفید فایده خواهد بود.
نگاهی به آلبوم «دي زنگرو» کاری از «حبیب مفتاح بوشهری»
«دي زنگرو» اولين آلبوم مستقل او به شمار مي رود که نشر و پخش آن را موسسه آوایخورشید به عهده داشت. اين کار شامل 9 قطعه که بيشتر به معرفي ريتم در موسيقي بوشهر می پردازد.
عنوان اين اثر برگرفته از نام افسانهاي در بوشهر است و آن این که در گذشته بر اين باور بوده اند که «دي زنگرو» خرچنگ بزرگي است که دستان خود را به گرد ماه مي اندازد و باعث ماه گرفتگي مي شود. در چنين شبي مردم براي رهايي ماه از دي زنگرو در قالب مراسمي با خواندن آواز و به صدا در آوردن فلزات، سعي در ترساندن و فرار دادن دي زنگرو مي کردهاند.
ثمین رفت. آنقدر آرام و بی هیاهو که صدای رفتنش را هیچکس نشنید. او باغچهبان باغ هزار رنگ و هزار آوای کودکی مان بود. وقتی رفت آنقدر آهسته و بی همهمه رفت که از خیل کودکان به خواب رفته با لالایی رنگین کمونش یکی از خواب نپرید.
ثمین رفت. و چه عجیب بود رفتنش چند ساعت مانده به نوروز که آن همه شوقش را داشت. میگفت: «من در هر نوروزی از نو کودک میشوم. پسرکی چهار پنج ساله میشوم. چشمم، گوشم، دماغم، دهانم، و پوستم کودک میشود. صدایم هم کودک میشود.»
تو گویی تن خسته از سال ها، این نوروز، دیگر تاب این همه شوق کودکانه را نداشت. میگفت: «در هر نوروزی گوشم پر میشود از صدای جغجغهها و گنجشکها ... فرفره چارپر کاغذی میشوم. در باغ کودکستان میلرزم و میچرخم ... و در مشتهای کوچکم برای جوجهها شعر و دانه میبرم.» گویی این نوروز، آن قلب خسته اما پرمهر را، دیگر، یارای تپیدن به پای چنین تکاپوی کودکانه نبود.
«کامبیز فرهت» متولد 1991 در ایرلند، فرزند «دکتر هرمز فرهت» یکی از نوازندگان متبحر پیانو بوده که بخشی از پیشرفت وی هم مدیون پدرش است، از سویی هم در فضایی بسیار مهم موسیقی که قرار دارد و این همه خبر از آینده درخشان از وی می¬دهد، درحالی¬که کمتر از او در محافل ایرانی چیزی شنیده شده است. وی در سن 16 سالگی با اجرای رسیتال بسیار مهم و غنی در پاریس خوب درخشید. در این برنامه سوئیت لامینور شوبرت، فانتزی کروموتیو باخ، باله شوپن (لا بمل ماژور)، چندین اثر از هرمز فرهت و خاچاطوریان اجرا کرد.
کامبیز موسیقی و پیانو را با پدرش «هرمز فرهت» آغاز کرد. «جرج اکانور» و «هیوتنی» از استادان معروف عرصه موسیقی کلاسیک جهانی، از معلمان وی بودند. ضمن آنکه او در رشته اقتصاد در دانشگاه مشغول به تحصیل بوده به طور همزمان در رشته موسیقی در دانشگاه ایرلند مشغول تحصیل است. نکته قابل توجه این¬¬که وی در رشته پیانو در سطح ممتاز و استادی قرار دارد، تا جایی¬که در رسیتال پیانو یاماها که یکی از معتبرترین رسیتال¬های موسیقی است، مقام نخست را از آن خود کرده است. همچنین در چند سال پیش (در سن 16 سالگی) در ریستال پیانویی در پاریس مقام نخست را نصیب خود کرد. وی کنسرتو پیانوی شماره یک برامس که یکی از پیچیده¬ و مشکل¬ترین کنسرتو پیانوهای جهانی و نواختن آن نیز برای پیانو بسیار مشکل است، به همراهی ارکستر آکادمی ایرلند نواخته است.
امیدواریم این فرد را در ایران ببینیم و و از وی ریستال¬های غنی¬تری شاهد باشیم. زیرا وجود و حضور وی در فضای موسیقی ایرانی می¬تواند برای ایرانیان آینده¬بخش باشد.