صفحه اصلی | اخبار | مجلات | محصولات ارغنون | دانلود | مقالات | اشتراک
ماهنامه تخصصی موسیقی
تحلیلی، گزارشی، خبری
 
 
 
ماهنامه گزارش موسیقی - دوره اول، شماره 1
marcel khalifeh-مارسل خلیفه مارسل خلیفه گردآوری: سروش ریاضی / ترجمه: مهدی وهابی
زندگینامه
کارنامه
سخنرانی مارسل خلیفه
بررسی جامعه شناختی مارسل خلیفه
زندگینامه
مارسل خليفه در 1950 در آمشيت واقع در كوه لبنان بدنيا آمد. او نواختن عود را در كنسرواتوار ملي بيروت فراگرفت، و از آن زمان تاكنون، حيات جديدي به اين ساز بخشيده است. از 1970 تا 1975 در كنسرواتوار و ديگر آموزشگاههاي محلي تدريس كرد. در طول اين دوره، به خاورميانه، شمال آفريقا، اروپا و ايالات متحده سفر كرد و به اجراي تك‌نوازي با عود در آن مكان‌ها پرداخت. نواختن عود به طور سنتي با تكنيك‌هاي سختگيرانه‌اي كه بر آن حاكم بود، محدود شده بود. با اين حال، موسيقيدانان بسيار مستعد و ماهري چون مارسل خليفه قادر بودند اين ساز را از آن محدوديت‌ها رها سازند و بنابراين امكانات آن را به طور وسيعي گسترش دهند. در 1972 مارسل خليفه گروه موسيقي‌اي در روستاي محل تولد خود با هدف احياي سنت موسيقايي و كرال عربي بوجود آورد. اولين اجراي آن‌ها در كشور لبنان بود. 1976 نفر تولد گروه موسيقي الميادين را ديدند. شهرت الميادين كه با تجارب قبلي گروه موسيقي غني شده بود، فراتر از مرزهاي لبنان رفت. مارسل خليفه به همراه گروه موسيقي خود سفر موسيقيايي مادام العمر و دوردستي را آغاز كرد و در كشورهاي عربي، اروپا، ايالات متحده، كانادا، آمريكاي جنوبي، استراليا و ژاپن به اجراي موسيقي پرداخت. او چندين بار به جشنواره‌هايي با شهرت بين‌المللي دعوت شده است نظير: بيت ادين، بعلبك(لبنان)، الحمامت، كارتاژ(تونس)، تيمقاد(الجزاير)، جراش(اردن)، آرلس(فرانسه)، كرمز، لينز(اتريش)، برمن(آلمان)، ري‌اورينت(سوئد)، پاويا(ايتاليا)، جشنواره جهاني موسيقي در سانفرانسيسكو، نيويورك، كليولند(آمريكا). او در تالارهاي معتبري نظير تالارهاي زير هم به اجراي موسيقي پرداخته است: قصر هنرها در مونترال، فضاي سمفوني و كنسرت مركين در نيويورك، تئاتر بركلي و كنسرواتوار نيوانگلند در بوستون، تالار جشنواره سلطنتي و تالار ملكه اليزابت در لندن، قصر يونسكو در بيروت، خانه اپراي قاهره(مصر)، خانه فرهنگ‌هاي جهان و تالار يونسكو در پاريس، ديونيزياي مركزي در رم، يربا بوئنا در سانفرانسيسكو، تئاتر سودرا در استكهلم. مارسل خليفه از 1974 موسيقي براي رقص را تصنيف كرده است كه باعث شكل‌گيري نوع جديدي از رقص يعني باله شرقي محبوب شد( گروه سراب در كاراكارا، گروه هنر محبوب در ريما). وي همچنين چندين موسيقي براي فيلم‌هاي داستاني و مستند تصنيف كرده است كه مارون بغدادي و اسامه محمد از جمله تهيه‌كنندگان آن‌ها بوده‌اند. او همچنين چندين اثر كاملاً سازي تصنيف كرده است مانند سمفوني بازگشت، سرودهاي مشرق، كنسرتو الاندلس «سوئيت براي عود و اركستر»، موده‌ابا(دلجويي)، ديوان عود، «جدال»، دونوازي عود، چهارنوازي عود، «السما» در شكل‌هاي عربي سنتي، تقاسيم، دونوازي عود و كنترباس. اركسترهاي بسياري آثار تصنيفي مارسل خليفه را اجرا كرده‌اند كه مهمترين‌شان عبارتند از اركستر سمفوني كيف، آكادمي اركستر بيلانكور بولوني، اركستر مجلسي سانفرانسيسكو، اركستر شهر تونس، و گروه موسيقي خالص. از 1982 مارسل خليفه كتاب‌هايي درباره موسيقي نوشته است كه بازتاب دهنده تصنيفات پيشرو (آوانگارد) و پختگي تجربه اوست. با اين حال، تلاش‌هاي او فقط جنبه‌ي موسيقيايي ندارند. او مفسر موسيقي، اجراكننده عود و همچنين مصنفي است كه عميقاً به متون مورد اتكاي خود دلبستگي دارد. او ضمن همكاري با شاعران بزرگ و معاصر عرب كه مهم‌ترين‌شان بويژه شاعر فلسطيني، محمود درويش، است، درجستجوي تجديد حيات مشخصه ترانه عربي، درهم شكستن كليشه‌هاي آن، و پيشرفت فرهنگ جامعه‌اي است كه آن را دربرگرفته است. نوارهاي تغزلي او بالغ بر بيست آلبوم مي‌شود كه تعدادي از آن‌ها عبارتند از: وعده‌هاي توفان، احمد العربي، عروسي‌ها، رحمت بر تو، قصيده‌اي براي زادگاه، قهوه‌جوش عربي، بچه‌ها و پسر(الجسد). مارسل خليفه در سفرهاي خود موسيقي اصيل را ابداع و خلق مي‌كند، جهان جديدي از اصوات و رها از تمام قوانين از پيش تثبيت شده. اين زبان او را تا سطح سفير فرهنگ خود و حافظ موسيقي خاور نزديك كه در جستجوي مبتكران است، ارتقا مي‌دهد.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
کارنامه
فلوت را به من بده و تو آواز بخوان، چرا که آواز خواندن راز ابدیت است
سخنراني خانم سفير سميرا هنا الداهر نماينده دائمي لبنان در يونسكو در جريان مراسم نامگذاري مارسل خليفه به‌عنوان هنرمند يونسكو براي صلح چهارشنبه 7 ژوئن 2005
marcel-khalifeh-in-unesco- مارسل خلیفه در یونسکو
دبير كل، عاليجنابان، آقايان و خانم‌ها:
من از جانب لبنان و اگر اجازه دهيد از جانب همكاران عربي‌ام مايل‌ام افتخار خودمان بابت مشاهده انتخاب يك هنرمند لبناني و عربي از سوي يونسكو براي اولين بار را اعلام دارم. بنابراين مايل‌ام در اين زمان از دبيركل يونسكو، كوچيرو ماتسورا و نيز مدير برنامه‌هاي سفراي حسن نيت، خانم باسما ايرشيد، و تمام همكاران‌اش براي انتخاب هنرمندي معتبر از كشور ما و جايزه‌دادن و مفتخركردن او به لقب بسيار حسرت‌برانگيز سفير صلح يونسكو صميمانه تشكر كنم. همچنين مايل‌ام از گروه سفراي عربي بخاطر حمايت و مهماني‌اي كه آن‌ها امشب پس از اعطاي جايزه ترتيب داده‌اند، سپاسگزاري كنم. براي آن كه افتخار سفير صلح يونسكو بودن نصيب كسي شود، لازم است كه هنرمند بزرگي از سوي همقطاران‌اش آن طور كه بايد و شايد به رسميت شناخته شده و نزد عامه مردم محبوب باشد. اما در درجه نخست شما بايد دل خود را به ارزش‌هاي فرهنگ، اتحاد و انسانيتي بسپاريد كه توسط يونسكو مورد تاكيد قرار گرفته و در سراسر جهان گسترش مي‌يابد. سفير صلح يا هنرمند يونسكو حتي بيش از اين‌ها خواهد بود: او ديگر مسئول اين پيام به عنوان يك فرد نخواهد بود، او پيغامبر ما خواهد بود، بخاطر همه ما، بخاطر خانواده خودش، كشورش و بالاتر از همه بخاطر مردمي كه خانواده بزرگ يونسكو را ‌شكل مي‌دهند. فعاليت‌هاي حرفه‌اي مارسل خليفه، به‌عنوان مردي كه بر نقش هنرمند تاكيد مي‌كند و به عنوان هنرمند در اين منظر انساني و جهاني ممزوج مي‌شود. مردي سخاوتمند و اصيل، سپاس از او كه با هنرش جنگيد و بخاطر عدالت در فلسطين نبرد كرد. او بدور از تمام مسايل مذهبي بخاطر صلح در لبنان و برتري انسان جنگيد. او جنگيد تا همه در سراسر جهان سهمي در همبستگي و عشق داشته باشند. پيام او پيام عشق است كه مقامي فراتر از تعصب و عدم تساهل دارد. مارسل خليفه كه در استاديش در ساز عود بحث نمي‌توان كرد، حيات جديدي به اين ساز بخشيد، آن را از جرگه‌ي سازهاي همراهي كننده جدا كرد و به اين نقش آن پايان داد، كسي است كه از تكنيك‌هاي سختگيرانه اين ساز پا فراتر نهاد، دامنه صدايي اين ساز را بسط و امكانات‌اش را گسترش داد.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
سخنرانی مارسل خلیفه
سفیر صلح و هنرمند یونسکو
سخنرانی مارسل خلیفه هنگام دریافت جایزه یونسکو
دبير كل محترم يونسكو،
از بين كليه القاب، جوايز و دانشنامه‌هايي كه در طول فعاليت حرفه‌ايم دريافت كرده‌ام، هيچكدامشان تاثيري را كه عنوان هنرمند منتخب يونسكو براي صلح بر من داشته است، از خود باقي نگذاشته‌اند. من ديگر القاب را جوايزي براي تكميل كار درنظرمي‌گيرم. عنواني كه امروز در حال دريافت آن هستم را همچون ماموريت جديدي مي‌دانم كه به من اطمينان خاطر مي‌دهد. آن به جاي خط پايان نقطه شروعي است براي برنامه‌اي بزرگ‌تر. نمي‌توانم به قدركافي سپاسگزار اقدام و افتخاراطمينان‌بخش‌تان باشم، نه تنها من بلكه تمام هنرمنداني كه اين تعهد را آزادانه تقبل كرده‌اند، براي كساني كه از نظر آن‌ها ساكت بودن به معناي موافقت كردن است در زمانه‌اي كه بي‌عدالتي، عدم تحمل ديگران، تاريك‌انديشي، نفرت، تبعيض، آزار ديگران يا استثمار شرم‌آور مطابق قانون جنگل از اهميت و اولويت برخوردار است.

دبير كل، خانم‌ها، آقايان
ما هنرمندان، « نمي‌توانيم از بدبختي عمومي فرار كنيم، و(...) تنها توجيه ما(....)» طبق نظر كامو« آن است كه به جاي كساني سخن بگوييم كه خود قادر به سخن گفتن نيستند، (...) به جاي تمام كساني كه همين حالا در حال عذاب كشيدن‌اند، هيچ اهميتي ندارد كه ظلم به انسان‌ها در گذشته و آينده چه مقدار بوده است و خواهد بود، هنرمند بين شكنجه‌گران هيچ فرقي قائل نمي‌شود.» حتي اگر اين زمانه جهاني سازي به خالق، انسان فرهنگي، آزادي بيان و مشاركت بيشتري اعطا كرده باشد، او بايد نسبت به تعهدي كه آزادانه تقبل كرده است حتي كوشاتر بوده، و نسبت به نقش خود به عنوان خادم پيشرفت بشريت آگاه‌تر باشد. برخلاف ادعاي برخي دولت‌هاي گستاخ، نيروهاي سياسي در حال تحول و نهادهايي كه با خطر فروپاشي تهديد شده‌اند مايل‌اند كه ما اين باور را داشته باشيم كه خالقان يا انسان‌هاي فرهنگي افراد ساده‌اي هستند كه نقش ثابتي براي ايفا ‌كردن دارند. هنرمندان صادق‌ترين و نزديك‌ترين حاملان زخم‌هاي انسان‌ها و روياهاي موجودند. اگر قرار شد كه خالق اثر هنري روياهاي خود را رها كند، پس در مسير نادرستي به آگاهي دست يافته است، چون آنگاه همگان زيان خواهند ديد، و حياتي‌ترين حقوق خود براي برخورداري از يك زندگي آزاد و نجيبانه از دست خواهند داد. هميشه فكر مي‌كردم كه آفرينش هنري عبارتست از نزديك شدن به ضربان زندگي تا سرحد ممكن و يكي شدن با ارتعاش آن در زمان مقرر و به طور عميق. هنرمندان اين را به خوبي مي‌دانند بخصوص وقتي كه عموم مردم با صميميت و همدلي موجي از عشق را همچون تعاملي ثمربخش بازمي‌گردانند. درباره مشكلاتي كه خالق اثر هنري اين روزها ممكن است با آن مواجه شود، زياد صحبت نخواهم كرد، مشكلاتي كه مي‌تواند نقش اجتماعي او را محدود كند، از قبيل اغتشاش موجود در قواعد بازار و تجارت فرهنگي و سلبي با هنر. در اين عصر جهاني سازي پرشتاب و تغييرات سرگيجه‌آور ما درهرحال بايد راه خود را پيدا كرده و از آن پيروي كنيم. اين مشكلات مادامي كه آفرينندگان پيشرو بر حرفه انساني خود تكيه مي‌كنند، نمي‌توانند دام‌هايي بر سر راه روياهاشان باشند و آن‌ها مصمم‌اند كه مانع از هم‌گسيختن روياهاي ديگران هنگام شكل‌گيريشان باشند. هيچ‌چيز ديگري مانند آفرينش و فرهنگ وجود ندارد كه بتواند موجب توسعه مغز انسان‌ها شود، موجوداتي كه با استعدادشان براي روياپردازي خود را به نحوي خاص متمايز مي‌كنند. بنابراين من امروز خود را متعهد مي‌دانم كه به راه خود ادامه دهم: تبديل كردن موسيقي و صدايم به عشقي خستگي‌ناپذير و ترانه‌اي برادرانه براي قربانيان ظلم بدون توجه به شكل آن. با اين حال اگر به عنوان هنرمند منتخب يونسكو براي صلح بتوانم اولويتي را انتخاب كنم، در وقف كردن خودم در راه جوانان عاري از عشق درنگ نخواهم كرد، كودكاني كه با استعدادهايي اميدبخش متولد مي‌شوند اما پيش از شكوفا شدن بخاطر بدبختي، جهل و غفلت هرز مي‌شوند و از بين مي روند. در 1939 در طول يك سفر طولاني با راه آهن نويسنده كتاب زمين انسان‌ها روبروي زوجي نشست كه بر اثر پليدي، بدبختي و خستگي از شكل افتاده بودند. فرزندشان بين آن‌ها براي خود لانه‌اي درست كرده بود و به خواب رفته بود. او در حين خواب غلت زد و چهره‌اش در نور نمايان شد. راوي اعلام مي‌كند:« چه سيماي تحسين‌برانگيزي! اين زوج به يك نوع ميوه طلايي حيات بخشيده‌اند. اين ژنده‌پوشان سنگين به اين وقار و فريبندگي موفق زندگي داده‌اند. روي پيشاني صاف‌اش خم شدم و به خودم گفتم، اين چهره يك موسيقيدان است. اين چهره كودكي موتسارت است. اين وعده‌ زيباي زندگي است(.....). اگر او حمايت شود، مورد توجه قرار گيرد و پرورش يابد، چه مي‌تواند بشود! وقتي يك رز تازه در باغ‌ها از طريق جهش متولد مي‌شود، تمام باغبانان به هيجان مي‌آيند. گل رز جدا مي‌شود، پرورش مي‌يابد و مورد توجه قرار مي‌گيرد. اما هيچ باغباني براي انسان‌ها وجود ندارد. اين موتسارت كوچك هم مانند ديگران توسط ماشين خردكننده نشانه‌گذاري مي‌شود.(.....) موتسارت محكوم مي‌شود.

دبيركل، آقايان و خانم‌ها،
لطفاً به هنرمند منتخب يونسكو براي صلح اجازه دهيد تا امروز كار خود را با نيات خاص خود شروع كند تا هر روز در نقطه‌اي در جهان موتسارت ترور نشود.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...

بالا
بررسی جامعه شناختی
مارسل خليفه، باب ديلان خاور ميانه
موسيقيدان لبناني، مارسل خليفه، در سراسر جهان به‌عنوان هنرمند انقلابي و تمثال فرهنگي شناخته مي‌شود .... همان‌طور كه ندا اولابي در "ان پي آر" گزارش مي‌دهد، خليفه را اغلب باب ديلان خاور ميانه مي‌نامند. طرفداران بي‌شمارش ترانه‌هاي او را با صداي بلند مي‌خوانند. ترانه‌هاي اشتياق انگيز و عاطفي‌اش به نظر قدرتي فراتر از واژگان و موسيقي صرف دارند. خليفه سنت‌هاي موسيقي عربي كهن را با عناصر و سازهاي غربي تركيب مي‌كند. وقتي كه مارسل خليفه نوجوان بود و در كلاس‌هاي كنسرواتوار بيروت مشغول فراگيري موسيقي بود، هرازگاه به اردوگاه‌هاي پناهندگان فلسطيني مي‌رفت تا بفهمد چرا مردم ساكن آنجا در چنان شرايط اسفناكي زندگي مي‌كردند. چند سال بعد وقتي آتش جنگ داخلي در لبنان شعله‌ور شد، عودنواز جوان با اجراي موسيقي در تالارهاي متروكه و بمباران شده به قهرمان ملي مبدل شد. اين همشهريان لبناني‌اش بودند كه به موسيقي‌اش گوش مي‌سپردند و نه فلسطينيان، اما هر دو گروه در يك چيز با هم مشترك بودند: نوميدي. در آن زمان خليفه ياد گرفت كه چطور قدرتي براي كمك به محو آن نوميدي كسب كند. حتي وقتي كه كشور زادگاهش مورد تهاجم قرار گرفت و اسراييلي‌ها از ترس بالارفتن روحيه اعراب نوارهاي او را توقيف كردند، خواننده و نوازنده موسيقي به اجراي موسيقي و ضبط كردن آن ادامه داد. چند دهه بعد خليفه به تمثال فرهنگي مورد احترامي مبدل شد كه در ماموريت شخصي‌اش هرگز دچار ترديد نشده است. او اخيراً به زبان عربي و از طريق يك مترجم اعلام داشت «ما بايد با صداي بلند عليه بي‌عدالتي، ظلم، و سياست‌هايي كه زندگي انسان‌ها در سراسر جهان را تحت تاثير قرار مي‌دهد، سخن بگوييم. و اين كار حالا از اهميت بيشتري برخوردار است بخاطر شرايط فعلي‌يي كه در فلسطين و خاور ميانه حاكم است.» اگرچه به طور طبيعي انتظار مي‌رود كه موسیقی خلیفه تحت تاثیر مسائل سیاسی قرار گرفته، اما واقعيت آن است كه موسيقي او بيشتر چالش‌ برانگيز، قابل حصول و بسيار آرامش‌بخش است. همچنين متنوع است. او براي فيلم، باله‌ها، سمفوني‌ها و گروه‌هاي آوانگارد هم موسيقي تصنيف كرده است. اين توصيف مناسبي است از گستره‌اي از پيام‌هايي كه خليفه در جريان موسيقي خود بدست مي‌آورد و راه‌هايي كه آن‌ها را منتشر مي‌كند. در برخی از آثار او، دلجويي، پرده نقش‌دار باشكوهي است از سبك‌هاي خاورميانه‌اي و غربي موضوعات آن عبارتند از عشق، جنگ و آزادي. او دراين باره مي‌گويد«هرگز خودم را دركارم محدود نمي‌كنم. من هميشه تاثيراتي را در كارم دخالت مي‌دهم كه از ميراث موسيقايي خود من شروع شده و به موسيقي جاز و كلاسيك و موسيقي ديگر فرهنگ‌ها منتهي مي‌شود. من شخصاً از زيستن در جعبه هراس دارم. من گشودگي ديگر جوامع و فرهنگ‌ها و گشودگي زندگي را به طورعام ستايش مي‌كنم، و نه زندگي معين شده با قلمرويي محدود. از نظر زمينه كار هنري تحت تاثير بسياري از فرهنگ‌ها بوده‌ام، مسلمانان، مسيحيان، يهوديان يا ديگران. » خليفه همچنين تحت تاثير شاعران معاصر عرب بويژه شاعر فلسطيني محمود درويش بوده است. آن تاثيرپذيري در ترانه‌هايش مشهود است و در روش توصيف او در آنچه كه سعي مي‌كند به انجام رساند. او مي‌گويد« آنچه كه مي‌بينم نوري در دوردست است. اگر كس ديگري آن را در هنر و موسيقي من مي‌بيند، پس آن چيز فوق العاده‌اي براي من است. من با عشق مي‌آيم. اگر ما بتوانيم آن عشق را معاوضه كنيم، من به هدفم دست يافته‌ام.»
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
محل تبلیغ شما
 
 
   
 
درباره ما تماس با ما
 
  تمامی حقوق برای موسسه فرهنگی هنری ارغنون محفوظ می باشد و هرگونه برداشت مطلب با ذکر موخذ بلامانع می باشد.