صفحه اصلی | اخبار | مجلات | محصولات ارغنون | دانلود | مقالات | اشتراک
ماهنامه تخصصی موسیقی
تحلیلی، گزارشی، خبری
 
 
 
ماهنامه گزارش موسیقی - دوره اول، شماره 1
  ادبیات موسیقی
تاریخ موسیقی غرب
تحلیل اثر کتیبه سیکلیوس
تحلیل اثر اوریپید
مقدمه ای بر موسیقی جَز (جاز)
تاریخ موسیقی غرب
حیات و تفکر موسیقایی در یونان و روم باستان
ترجمه: سروش ریاضی
ميراث يونانيان و روميان
فرهنگ غرب پیوندی انکار ناشدنی با يونان و روم باستان داشته، چراكه هنر و آرمان هاي زيبائي شناسایی غرب ريشه در يونان و روم باستان دارد. بنيان فلسفه غرب بر افلاطون(1) و ارسطو(2) استوار گشته و ادبيات - به خصوص شعر و نمايشنامه نويسي اروپا- بر سنن يونان و روم باستان بنا نهاده شده است. از سده هاي مياني، اروپا و به دنبال آن آمريكا با توسل به فرهنگ غني يونان و روم درتعليم و بهره گيري در الهامات خود سود جستند. موسيقي غرب نيز از این قضیه مستثنی نبوده و متكي به همين منابع می باشد، هر چند كه اين اتكا به اندازه هنرهاي تجسمي، ادبيات، تاريخ، فلسفه و حكومت داري چندان آشكار نيست. در طول قرون وسطي، مطالعه و بررسي ادبيات لاتين و آثار نويسندگاني چون ويرژيل(3)، اويد(4)، هوراس(5) و سيسرو(6) مورد توجه قرار گرفت. در قرون چهاردهم و پانزدهم ميلادي، بتدریج آثار بيشتري از هنر روم باستان و ميراث بجاي مانده از ادبيات يونان كشف شد. هنرمندان قرون وسطي و حتي رنسانس نيز قادر به مطالعه هنر مجسمه سازي و معماري باستان بوده و نيز مي توانستند از آن تقليد كنند. آنان قادر بودند تنديس ها و بناها و خرابه هائي كه تا امروز بجاي مانده از نزديك نظاره كنند، در حاليكه موسيقي به كل از بين رفته بود. موسيقيدانان قرون وسطي حتي يك نمونه موسيقي يونان و روم در اختیار نداشتند و تنها در دوره رنسانس بود که تعدادي از آوازهاي باستان و مدايح(7) شناسائي شدند. امروزه ما در اين خصوص قدري غني تر گشته ايم بگونه اينکه طی هفت قرن گذشته چهل قطعه كامل يا بخش هائي ازآثار موسيقي يونان بازيابي شده است. از سوئي، هيچگونه از نمونه هاي معتبر موسيقي مربوط به روم باستان بجا نمانده، ولي از روايات مكتوب، نقوش برجسته، موزائيك ها، نقاشي ها و پيكره ها در مي يابيم كه موسيقي از جايگاه پر اهميتي در حيات نظامي، تئاتر، مذهب و مناسك روم برخوردار بوده است. شيوه اجراي موسيقي روم اثر اندكي از خود برجاي گذاشته است، چرا كه توسط رهبران کلیسای صدر مسیحیت به عمد سركوب شد. آنان به تئاتر، جشنواره هاي غير مذهبي، مراسم مذهبي شرك آميز كه تنها عواملي براي شكوفائي موسيقي به حساب مي آمدند، با ترس و انزجار مي نگريستند. آباء كليسا خواهان ريشه كن شدن چنين موسيقي بودند تا از اين طريق جشن و سرور نهفته در موسيقي روم براي هميشه از اذهان پاك كنند. در سده هاي مياني برخي از جنبه هاي شيوه اجرائي موسيقي عهد باستان به حيات خود ادامه داد، تنها به اين علت كه ممنوعيت آن منجر به نابودي اصل موسيقي مي گشت. از سوئی با بنيان و اساس نظريه موسيقي قرون وسطي و بخشي از مهمترين نظام هاي فلسفي را نظريه موسيقي عهد باستان تشكيل مي داد. به هر روي، به منظور درك صحيح از موسيقي قرون وسطي، مي بايستی مطالبي در ارتباط با موسيقي عهد باستان، و بخصوص مسائل علمي و عملي موسيقي يونان بدانيم.

موسيقي در عرصه حيات و انديشه يونان باستان
موسيقي در ميان اساطير يونان خاستگاهي الهي داشته بطوريكه متولیان و نخستين كاروران آن همچون آپولو(8)، آمفيون(9) و اورفئوس(10) از ايزدان (خدايان و نيمه خدايان) به شمار مي آمدند. در اين عرصه مبهم جهان پيش از تاريخ، موسيقي برخوردار از قدرت هاي سحرآميز بود. مردم بر اين باور بودند كه موسيقي مي تواند امراض را شفا داده، جسم و روان را پالايش و در قلمرو طبيعت معجزاتي صورت دهد. در كتب مقدس عبراني، نيروهاي مشابهي به موسيقي نسبت داده مي شود كه در اين خصوص كافيست داستان مربوط به حضرت داوود كه با نواختن چنگ، جنون شائول(11) را درمان كرد (انجيل اول ساموئل، سوره 16 آيات 14 تا 23) و يا داستان نفير شيپوري كه ديوارهاي شهر اريحا را فروريخت (صحيفه يوشیح، سوره 6 : آيات 12 تا 20) را به خاطر بياوريم. همچنين در ضيافتهاي عصر هومري، حماسه خوانان اشعار طولاني در ستايش قهرمانان مي خواندند. (اوديسه 82- 8062 ) از نخستين دورانها، موسيقي بخش تفكيك ناپذيري از آئين هاي مذهبي به شمار مي آمد. در آئين نيايش آپولو، ساز لير(12) و به همين ترتيب ساز آئولوس(13) نزد پيروان ديونيزوس(14) از جايگاه ويژه اي برخوردار بودند. احتمال مي رود كه اين دو ساز از آسياي صغير به يونان وارد شده اند. لير و همتاي بزرگش،كيتارا(15)، پنج تا هفت زه داشتند (بعدها به يازده زه افزايش يافتند) كه آنها را يا به تنهائي مي نواختند و يا به منظور همراهي آواز و يا در پاسخ موسيقائي به اشعار حماسي مي نواختند.آئولوس (كه گاهي اوقات به اشتباه آن را فلوت معرفي كرده اند) سازي تك يا جفت قميش بوده كه اغلب با ني جفتي مي نواختند. اين ساز را ضمن همراهي با خواندن اشعاري به نام ديترام(16) به عنوان پيش درآمد نمايش هاي يوناني در مراسم نيايش ديونيزوس مي نواختند. نواي آئولوس، دسته همسرايان و ساير قسمت هاي موسيقائي مربوط به تراژدي هاي بزرگ دوران كلاسيك نوشته آشيكل(17)، سوفوكل(18)، اوريپيد(19) و سايرين را يا بطور كامل و يا به تناوب همراهي مي كردند.
kitharode- کیتارود آواز خواندن كيتارود(20) در حين نوازندگي كيتارا. دست چپ وي ضمن اينكه ساز را با تسمه اي (در شكل غير قابل روئت است) نگه داشته، اصوات برخي از سيمها را خفه مي كند. در همين حال ظاهرا دست راستش با مضراب روي تمام سيمها مي كشد. يك موسيقيدان حرفه اي نظير آنچه در تصوير ديده مي شود، ردا (كيتون)(21) و شنل (هيماتيون)(22) بلند و مواجي مي پوشيد. اين تصوير بخشي از يك آمفوراي(23) آتني با نقش سرخ گون متعلق به قرن چهارم قبل از ميلاد و منسوب به يك نقاش برليني است. ( كورتسي(24)، موزه هنر متروپوليتن(25)، فلشر فاند(26)، 1956 ميلادي.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
اندیشه موسیقائی یونان
از سوي ديگر، نظريه يونانيان در باب موسيقي، تاثير بسزائي بر موسيقي اروپاي غربي در قرون وسطي گذارد. آگاهي ما در خصوص تفكر و اندیشه موسيقائي يونان از خود موسيقي آن دوران بيشتر است. در آن زمان دو نوع تاليف هاي نظري وجود داشت: (1) آموزه هايي(40) در ارتباط با ماهيت موسيقي، جايگاه آن در عالم، تاثير آن و كاربردهاي صحيح آن در جامعه بشري، و (2) توصيف هاي نظام مندي از مواد و الگوهاي تصنيف موسيقائي. يونانيان هم در فلسفه و هم در علم موسيقي به بينش هايي دست يافتند و اصولي را مدون نمودند كه تا امروز نيز به قوت خود باقيست. البته، نظريه يونانيان در باب موسيقي از زمان بنيان گذار سرشناس موسيقي، فيثاغورث(41) (تقريبا 500 ق.م.) تا آخرين نويسنده مهم موسيقي، آريستيدس كوئين تيليانوس(42) ( قرن چهارم ب.م.) به رشد و تكامل خود ادامه داد. روايت پيرو، كه بنا به ضرورت خلاصه شده است، بر ويژگيهايي تاكيد دارد كه براي تاريخ متاخر موسيقي غرب بسيار پر اهميت و شاخص بودند. واژه موسيقي نزد يونانيان به نسبت ما از معنای گسترده تري برخوردار بود. در تعليمات فيثاغورث و پيروان او، موسيقي از اعداد كه كليد كل عالم معنوي و مادي انگاشته مي شدند تفكيك ناپذير بود.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...

آموزه رفتار
نويسندگان يوناني بر اين باور بودند كه موسيقي از خصوصيات معنوي برخوردار بوده و مي تواند بر شخصيت و كردار اشخاص اثر گذارد. اين عقيده با نقطه نظرات فيثاغورث در باب موسيقي منطبق بوده كه معتقد است قوانين رياضي همانگونه كه در كل جهان مرئي و نامرئي عمل مي كند، در موسيقي نيز تعيين كننده نظام چرخه صوتي و وزن است. در آن زمان روح انسان را همچون آميزه اي مي انگاشتند كه تناسبات عددي به آن هماهنگي مي بخشيد. اعتقاد بر اين بود كه موسيقي نه تنها اين نظام مرتب را منعكس مي نمايد بلكه در روح آدمي و حتي در عالم بي جان نيز نفوذ مي كند. بر اين اساس بود كه گمان مي كردند موسيقيدانان افسانه اي جهان اساطير قادر به اعجاز ند. ارسطو از طريق آموزه محاكات(50) چگونگي تاثير موسيقي بر رفتار را شرح مي دهد. وي آورده كه موسيقي، احساسات يا حالات روحي از قبيل ملايمات، خشم، جرات، خويشتنداري و خصايص متضادشان را نمايان مي كند. موسيقي كه خود از احساس مشخصي نشات مي گيرد همان احساس را در شنونده بر مي انگيزد. گوش سپردن به موسيقي بر حسب عادت كه احساسات پست و فرومايه را تهييج مي سازد، شخصيت فرد را نابهنجار مي كند. بطور خلاصه، مي توان گفت كه حاصل موسيقي نادرست شخصيت منفي و حاصل موسيقي درست شخصيت مثبت است. افلاطون و ارسطو متفق العقيده بودند از طريق يك نظام آموزش عمومي كه موكدا علم ژيمناستيك در جهت تربيت بدن و موسيقي در جهت تربيت ذهن قرار دارد، مي توان فرد "سالمي" را پرورش داد. افلاطون در كتاب جمهور خود -حدود 380 ق.م.- اصرار دارد كه بايد در حين آموزش بين اين دو ركن تربيتي تعادلي برقرار باشد، بدين معني كه شنيدن موسيقي در حد افراط مرد را زن صفت با رواني رنجور و ورزش در حد افراط مرد را وحشي، خشن و بي شعور و احمق مي سازد. وي در اين باره مي نويسد "موسيقيدان راستين كسي است كه موسيقي و ژيمناستيك را با بهترين نسبت مي آميزد، و به بهترين نحو آنها را با روح سازگار مي سازد." اما تنها موسيقي معيني را مناسب مي پندارد. موسيقي هائي كه به منظور استواري و پايمردي انتخاب مي شوند بايد فاقد نغماتي باشند كه بيانگر رخوت و تنبلي اند. وي در اين باره دو مد يا سبك نغمگي را توصيه مي نمود، مدهاي دورين(51) و فريژين(52)، چراكه خصايصي چون خويشتن داري و شجاعت را پرورش مي دادند. او مدهاي ديگر را ناديده گرفت و سبك هاي رايجي كه متوسل به اصوات بيشمار و گام هاي پيچيده و ملغمه اي غير متعارف از اقسام دانگ ها، وزن ها و سازها مي باشند را محكوم ساخت. قواعد موسيقائي كه يك بار در گذشته وضع شده اند نبايد تغيير كنند، زيرا بي قانوني در هنر و آموزش به ناچار به افسارگسيختگي شيوه ها و هرج ومرج در جامعه منتهي مي شود. ضرب المثل سياسي "اجازه دهيد تا سرودهاي مللي را بسازم و اهميت نمي دهم چه كسي قوانين آن را بنا مي نهد" ايهامي بر واژه Nomos بوده كه به معناي "عرف" يا "قانون" است، ازطرفي طرح نغمگي يك قطعه را پايه ريزي مي كند. ارسطو، در كتاب سياست نامه خود (حدود 330 ق.م.) نسبت به افلاطون محدوديت هاي كمتري را براي وزن ها و مدهاي شاخصي مد نظر داشت. او معتقد بود موسيقي مي تواند براي سرگرمي و لذت عقلاني و نيز آموزش سودمند باشد، و نيز اينگونه عقيده داشت كه هيجاناتي مانند تاسف و ترس با تلقين آنها به مردم از طريق موسيقي و هنر نمايش مي تواند تصفيه شود. ارسطو و افلاطون براي محدود كردن انواع موسيقي تنها حالت مطلوب را مجاز مي دانستند، و نفرت خود را از جنبه هاي مشخص حيات موسيقائي يونان به وضوح ابراز مي كردند. اين جنبه ها شامل اوزان مربوط به ميخواري و عياشي، موسيقي سازي به غايت پيچيده و نوازندگان حرفه اي با تكنيك اجرائي است. اين فيلسوفان آن نوع موسيقي را كه قدرت عظيمي بر ذهن و احساس داشت، تحسين مي كردند. سوابق و مداركي در دست است كه براي رعايت رفاه عمومي گونه هاي معيني از موسيقي ممنوع بود، بطور مثال شرح موسيقي بصورت قوانين اوليه هر دو شهر آتن و نيز اسپارتا تنظيم شد. در قرن هاي بعد، نوشته هاي آباء كليسا شامل هشدارهاي فراواني در برابر گونه هاي شاخصي از موسيقي بود. اين حساسيت امروزه هنوز وجود دارد: در قرن بيستم، مستبدانی- چه چپ گراها و چه راست گراها- تلاشي مي كنند تا فعاليت موسيقي ملت شان را تحت کنترل گيرند. همچنان مربيان موسيقي نگران انواع موسيقي ( تصاوير، نوشته ها و اجراها) هستند كه به جوانان عرضه مي شود.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
نظام موسیقائی یونان
علم هارمونيك يا مطالعه موضوعات مربوط به چرخه صوتي(48)، بطور سنتي مشتمل بر هفت عنوان مي باشد: نوت ها (اصوات موسيقائي)، فواصل، اقسام دانگ ها، نظام گام ها، مدها، مدگردي و تصنيف نغمگي. كلئونيدز(53) (نويسنده دوره اي نامشخص بين قرن دوم و چهارم ب.م.) هنگام صورت بندي نظريه آريستوزنوس(54) و مكتب وي، اين موارد را فهرست بندي كرد. آريستوزنوس خود در كتابش تحت عنوان عناصر هارمونيك (حدود 330 ق.م.) در مورد هر يك از اين موضوعات به تفصيل بحث نمود. وي بين دو نوع حركت صداي انسان تمايزي قائل مي شود: حركت پيوسته، كه در آن مانند آنچه در گفتار صورت مي گيرد صدا به آرامي و بدون تعلل در چرخه صوتي، بالا و پائين مي رود، و حركت گسسته، كه با حفظ تداوم اصوات در چرخه، فواصل منفصل بين آنها محسوس است. تركيب فواصلي چون پرده ها(55)، نيم پرده ها(56)، و سوم ها(57)، در گامها يا نظام مدها بكار گرفته مي شدند. بستر بنيادين ساختار گامهاي يك اكتاوي يا دو اكتاوي را دانگ تشكيل مي داد كه از چهار نوت مرتبط برخوردار بوده كه در مجموع فاصله چهارم را ايجاد مي كرد. فواصل چهارم، پنجم و هشتم از همان ابتدا به عنوان فواصل مطبوع شناخته شد. بر طبق روايتي فيثاغورث با شنيدن صداي ضربات چكش هائي با اندازه هاي متفاوت بر روي يك سندان كارگاه آهنگري، نسبت هایشان را كشف كرد. در نمونه بارزتر، وي مشاهده كرد هنگاميكه يك زه تقسيم به چند بخش مي شود بخش هاي منقسم كه طول آنها به نسبت هاي ساده 2:1، 3:2،و 4:3 باشد به ترتيب فواصل هشتم، پنجم و چهارم پديد مي آيند.
ریشه یابی نظریه موسیقی یونان
موسيقي يونان داراي سه قسم (طبقه بندي) دانگ بوده: دياتونيك(58)، كروماتيك(59)، آنارمونيك(60).
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
مثال 1 دانگ ها
الف- دياتونيك ب- كروماتيك ج- آنارمونيك
آريستوزنوس عقيده داشت كه راه صحيح تعيين اندازه فواصل گوشي بوده، نه آنگونه كه پيروان فيثاغورث مي انگاشتند، يعني نسبت عددي.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
موسيقي در روم باستان
ما بدرستي نمي دانيم كه آيا روميان در زمينه موسيقي از حيث علمي و عملي كمك هاي شاياني انجام داده اند يا نه. آنان موسيقي هنري شان را از يونانيان اخذ نمودند، بخصوص پس از آنكه مجمع الجزاير يونان يكي از قلمروهاي روم در سال 146 ق.م. شد. احتمال دارد فرهنگ وارداتي يونان جايگزين موسيقي ناشناخته ايتاليائي يا اتروريايي(99) شده باشد. تيبيا(100) (شكل يا نسخه رومي ساز آئولوس) و نوازندگان آن كه تيبي سن(101) ناميده مي شدند، در مناسك مذهبي، موسيقي نظامي و نمايشهاي هنري از جايگاه بسيار مهمي برخوردار بود. همچنين سازهاي بادي برنجي متعددي در آن زمان آشكار بود. توبا(102)، شيپوري دسته بلند و مستقيم كه از اتروسكان گرفته شده بود، نيز در مراسم مذهبي ، تشريفاتي و نظامي بكار مي رفت. شاخص ترين سازهاي آن دوره هورن مدورG شكل بزرگي به نام كورنو(103) بوده كه شكل كوچكتر آن بوكينا(104) مي ناميدند. موسيقي بخشي از تقريبا تمام مظاهرات عمومي بوده است. اما در تفريحات خصوصي و آموزش نيز جايگاهي داشت. سيسرو، كوئين تيليان(105) و ديگر نويسندگان اين موضوع را تصريح نموده اند كه انسان هاي فرهيخته كساني هستند كه آموزش موسيقي ديده باشند، همانطور كه از آنها انتظار مي رود يونان را خوب بشناسند.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
تحلیل
کتیبه سیکلیوس
ترجمه: سروش ریاضی / منبع: کتاب آنتولوژی موسیقی غرب انتشارات نورتون
مادامیکه زنده هستی، مهربان باش
نگذار هیچ چیز تو را بیازارد
زندگی بسیار کوتاه است
و زمان غرامت خود را می ستاند.

کتیبه سیکیلوس، روی سنگ قبری که در آیدین ترکیه نزدیک ترابلس قرار دارد نوشته شده که قدمت آن به قرن اول میلادی برمی گردد. شعر کوتاه روی کتیبه را به سیکیلوس نسبت داده اند. خطوط متن شعر بوسیله حروفی همراه می شوند که نمایانگر اصوات چرخه صوتی در نوت نویسی یونانی و علائم آوائی حاکی از کشش می باشد.
امکان رونویسی این قطعه با استفاده از جداول علایم گذاری آلیپیوس همچنین تجزیه و تحلیل آهنگ با استفاده از نظریات نظریه پردازان تاریخی، به خصوص بطلمیوس به دست آمده است.
هر نت در اکتاو e-e’ با نت های فا و دو دیزدار در این آهنگ وجود دارد، بطوریکه رده های اکتاو بدون شک همان چیزی است که کلئونیدس آن را فریژین معادل اکتاو D (ر) روی کلیدهای سفید پیانو می نامند. بیشترین نت های استفاده شده در این قطعه نت a و پس از آن دو نت e و e’ می باشند. نت a (لا) بیشترین نتی است که به چشم می خورد (8 بار) و سه چهارم فرازها با این نت شروع می شود، نت e’ بیشترین نتی است که در تمام چهار فراز 6 بار استفاده می شود، نت e نت نهایی این قطعه است. نت های مهم دیگر نت g (سل) است که دو فراز را به یکدیگر متصل می کند ولی بیشتر در انتهای قطعات دیده می شود و نت d’ که فراز با آن پایان می پذیرد.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
تحلیل
اوریپید (حدود 485- 406 قبل از میلاد)
اورستس: همسرایان استاسیمون

ترجمه: سروش ریاضی / منبع: آنتولوژی موسیقی غرب انتشارات نورتون
این بخش همسرایی قطعه ارستس اثر اوریپید روی پاپیروسی از قرن سوم به جای مانده است. تراژدی که به تاریخ 408 پیش از میلاد برمی گردد. این مکان وجود دارد که موسیقی این قطعه توسط خود اوریپید تصنیف گشته که تنظیم موسیقی آثار خود شهرت داشت. این همسرایان که یک استاسیمون می خوانند، هنگامیکه گروه همسرایان در محل قرارگیری ارکستر به صورت نیم دایره حاشیه بین صحنه و صندلی تماشاچیان را احاطه کرده اند می ایستادند قصیده ای را می خواندند. این پاپیروس حاوی هفت خط همراه با علائم موسیقی است، ولی فقط وسط هر کدام از این خطوط باقی مانده، ابتدا و انتهای هر خط متن میان براکتهایی نشان داده است. 42 نت از این قطعه به جامانده، ولی چون تعداد زیادی از نت ها از بین رفته، هر اجرایی باید بازسازی باشد مانند اجرایی که ضمیمه این تحلیل آمده است. بعضی از نشانه های الفبایی این قطعه مربوط به آواز و برخی سازی است، بعضی آنارمونیک (یا کروماتیک) و بعضی دیاتونیک (تحلیل زیر) هستند (به توضیحات همین صفحه توجه کنید). در این نسخه بازسازی شده فواصل متراکم را بعنوان کروماتیک ارائه می دهد، ولی با تغییر ……. به آنارمونیک متراکمتری تبدیل می شود. باقیمانده نوتها همساز با مد لیدین در تئوری آلیپیوس است. سه نت پایینی دانگ دایزگ منون فاصله یک پرده انفصال از دانگ کروماتیک مزون جدا می شوند، که در برگشت با دانگ دیاتونیک هیپاتون وصل می شوند، که در آن از دو نت بیشترین استفاده شده است. این قطعه همچنین به نظر می رسد که به صورت تلفیقی از دانگهای کروماتیک و دیاتونیک نوشته شده باشد. رده های اکتاو یا حالت هماهنگ به نظر می رسد که فریژین باشد، ولی دو حالات هماهنگ تشریح کرده آنگونه که در تاریخ ثبت شده از زمان افلاطون توسط نظریه پرداز موسیقی و فیلسوف آریستیدس کوئیتیلیانوس (قرن 4 ) – دورین و فریژین وی- تقریبا عینا منطبق است با گام که اینجا یافت شده است، همانگونه که تحلیل بخش استاسیمون ارستس در زیر نمایش می دهد.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالاا
موسیقی جَز
روایت گران زندگی
ترجمه: سروش ریاضی / منبع: انتشارات دانشگاه یال
  مقدمه شناخت موسیقی جاز
موسیقی جاز آشکارا می تواند وجدآور و هیجان انگیز باشد. اجرایی نظیر قطعه ی "ترومپت بی انتها" (1) اثر دوک الینگتون (2) دقیقا این نوع جذابیت فطری را در بردارد. قطعه از همان نت اول که با حرکت بی وقفه به پیش می رود با صدای بامب و بومب اعجاب انگیز ترومپت، به نوازندگی استادانه ی کت آندرسن (3) به پایان می رسد. این طریق شنیدن نیازی به هیچ توضیح و تفسیری نداشته و در این حالت اجازه دهید موسیقی تمام وجودتان را در برگیرد. قطعه را بار دیگر با صدایی بلندتر پخش کنید و با پا ضرب بگیرید و با حیرت بشنوید.
موسیقی جاز نیز ممکن است پرمحتوا و زیرکانه باشد بطوریکه درک آن نیازمند سالها تجربه و گوش دادن دقیق است.آشنایی با عوامل موثر در شکل گیری جاز- چنان که در این سلسله مقالات به آنها می پردازیم می توانند به درک آن کمک کند. حتی اجرای اثری نظیر "ترومپت بی انتها" هم با تمام کیفیات سهل الوصول و نمایشی بودنش مطالعه ای دقیق را می طلبد. چطور تکنوازی مختصر کلارینت "جیمی همیلتون" (4) در یک طرح فرمال قرار میگیرد؛ چگونه همان تک نوازی کوتاه بیانی آهنگین از ریتم سوینگ را ادا می کند؛ چگونه ماری لو ویلیامز (5) تنظیم کننده قطعه، ملودی موجود را در قالب گروه همراه طی تکنوازی ترومپت که بدنبال کلارینت می آید، آمیخته است؟ و اگر قطعه ی ترومپت بی انتها بخاطر پویایی بکرش نقطه ی آغازین مناسبی برای گوش سپردن به جاز را فراهم می آورد نیز تمرکزی در جهت یک خاتمه جستجو گرایانه – با طرح سوالی با این مضمون که چطور می توان اصوات پنج ترومپت نواز را از یکدیگر تمیز داد، فراهم آورد. در این حالت لازم است به آنچه که می شنوید عمیق شوید و تنها به فکر این نباشید که موسیقی وجودتان را در برگیرد و یا با پایتان ضرب بگیرید و با شور و هیجان آن را بشنوید.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
محل تبلیغ شما
 
 
   
 
درباره ما تماس با ما
 
  تمامی حقوق برای موسسه فرهنگی هنری ارغنون محفوظ می باشد و هرگونه برداشت مطلب با ذکر موخذ بلامانع می باشد.