صفحه اصلی | اخبار | مجلات | محصولات ارغنون | دانلود | مقالات | اشتراک
ماهنامه تخصصی موسیقی
تحلیلی، گزارشی، خبری
 
 
 
ماهنامه گزارش موسیقی - دوره اول، شماره 1
intercalactic-music-festival- فستیوال موسیقی زیرزمینی موسیقی زیرزمینی به کوشش: سروش ریاضی
پدیده موسیقی زیرزمینی
گفتگو با کارشناس مرکز موسیقی
گفتگو با یکی از اهالی موسیقی زیرزمینی
پدیده موسیقی زیرزمینی
موسیقی زیرزمینی پدیده ای است محتوم و انکار ناپذیر، نه آن را می توان نادیده گرفت و نه از میان برد، بلکه با مدیریت و برنامه ریزی راهبردی تا حدودی آن را می توان تعدیل کرد. کار هنرمندان زیرزمینی را از جهاتی باید ارج نهاد، چون اینان با تمام شرایط پیچیده ممیزی دولتی و غیر دولتی، خود را با شرایط موجود وفق و برای ادامه حیات هنری شان بدون هیچ چشمداشت مالی بیش از پیش مصر هستند. برای آنان نفس کار، که همانا عرضه اثر و بازتاب آن در جامعه هنری است والاتر و برتر از پول و معروفیت است. هنرمندان زیرزمینی انتظار زیادی از متولیان امور فرهنگی نداشته، بلکه خواسته آنان فرصت عرض اندام در محیطی عادلانه و کارشناسانه است. آیا این گواهی بر این مدعا نیست؟ اگر بخواهیم جامعه ای پویا و شکوفا داشته باشیم باید و باید به حرف دل تک تک هنرمندان گوش جان بسپاریم چرا که آنان سکان دار ذوق و سلیقه مردم اند.
این مقاله بر آن است تا گوشه ای از زوایای پنهان موسیقی زیرزمینی را بر خوانندگان آشکار سازد، گر چه ممکن است بطور جسته و گریخته در مورد آن خوانده و شنیده باشیم، ولی بصورت مقاله ای در این هیئت امیدواریم مورد قبول طبع خوانندگان قرار گیرد. در همین راستا نظرات دو تن از کارشناسان موسیقی جنابان فرید سلمانیان کارشناس مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بابک میرزا خانی مدرس گیتار و آهنگساز و نوازنده را نیزجویا شدیم. آنان با اندوخته های هنری خود و با حوصله بسیار به سوالاتمان جواب دادند که عینا به دنبال مقاله آورده ایم تا چه قبول آید و در نظر افتد.
تعریف: فرهنگ زیرزمینی واژه ای است برای توصیف خرده فرهنگ های پیشرو.
کسانی که سلایق خود را به نحو های مختلف بدور از فرهنگ جامعه می یابند و در زمان تولید اثر با عدم مقبولیت دست اندرکاران هنر(تهیه کنندگان و ناشرین) مواجه می شوند به طور مخفی و در جهت زیرزمینی حرکت می کنند. کلمه ی زیرزمین به چیزی اطلاق می شود که بیرون از فرهنگ حاکمه بر اجتماع حضور داشته باشد. به عبارتی هنرمندانی گفته می شوند که بدون حمایت دولت و رسانه های فرهنگی جامعه شان فعالیت می کنند و اصولا هم میل چندانی به این حمایت ها ندارند. ژان پل سارتر می گوید: هر موضوع یک هستی و یک وجود دارد. هستی یعنی: مجموع صفت ها – و وجود یعنی: حضور در جهان. اگزیستانیسالیست ها عقیده دارند انسان در ابتدا وجود دارد و در مرحله ی بعدی است که هستی -اش ثابت می شود. به عبارتی دیگر، انسان مجبور است هستی خود را بسازد و برای اینکار او باید با جهان درگیر شود، رنج بکشد، دست و پنجه نرم کند تا ذره ذره برای خود معنایی بیابد و این معنا همواره برای او باقی خواهد ماند. آیا بعضا خرده فرهنگ هایی که خود را پیشرو می دانند به واقع پیشرو اند؟ بسیاری از خرده فرهنگ هایی که خود را پیشرو می دانستند نتایج منفی را به ما نشان داده اند. مثل هیپی ها در آمریکا و یا عملکرد منفی اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان. موسیقی زیرزمینی معمولا بدون مجوز رسمی و در استودیوهای خانگی و یا اختصاصی ضبط و یا خلق می شود. انگیزه ی خلق این نوع موسیقی غیر تجاری و کاملا متفاوت با فضای موسیقی روز جامعه است. آنچه که مورد نظر خالقان این آثار است هنر مفهومی و زیبا شناسانه است. و این چنین است که به راحتی به دست عامه مردم نمی رسد. هنر زیرزمینی پیچیده ترین و هدفمند ترین فعالیت های زیرزمینی در جهان است چرا که اجرا و تمرین در آن شرایط موجود، کاری است مستلزم هدفی منسجم و هماهنگی و همدلی انکارناپذیر. بنابراین چنین فعالیت هایی به سرعت مورد توجه نیروهای دولتی واقع شده و مورد حمله قرار می گیرند. اولین جشنواره موسیقی زیرزمینی جوانان ایرانی تحت عنوان فستیوال موسیقی « اینترگالاکتیک » Intergalactic یا "بین کهکشانی" در هلند با حضور دوازده گروه راک، هیپ هاپ و متال از ایران و اروپا برگزار شد، از سوئی اولین بار موسیقی زیرزمینی ایران در سال 2002 میلادی به وسیله ی مجله فرهنگی « تهران اونیو» در اینترنت معرفی و مطرح شد. این جنبش تا به امروز بخش بزرگی از سبک های مختلف موسیقی را در برگرفته است.
اگر به طور مشخص بخواهیم معنای درستی برای موسیقی زیرزمینی متصور شویم باید بگوییم هنر زیرزمینی که موسیقی بخشی از آن است به هنری گفته می شود که اولاً پیشروست، از لحاظ ایدئولوژی و بینش هنری، و از لحاظ طبقاتی خود را از جامعه جدا می کند و خلاف معیارهای فرهنگی و اجتماعی حرکت می کند. دوماً سنت شکنی می کند، معیارهایی جدید می آفریند، هنر رایج را بازاری می پندارد و ارزشی برای او قائل نیست و با آن حتی به تقابل هم برمی خیزد سوماً هنر زیرزمینی من جمله موسیقی زیرزمینی خصلتی انقلابی دارد می توان آن را مادر تمام نوآوری های هنری دانست چرا که با بریدن خود از جریان معمول فرهنگی جامعه محفلی می شود. اصولا فرهنگ، محتوایی جامد و مفهومی مشخص ندارد بلکه بسیار انتزاعی و دائم در حال تغییر است، اما به این معنا نیست که بطور خودکار متحول شود بلکه باید در مسیر برداشت ها و بینش های نو قرار گیرد تا تحول پیدا کند.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
گفتگو
حکایت اندر حکایت
گفتگوی اختصاصی سروش ریاضی با فرید سلمانیان، کارشناس مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
یک تعریف کلی از فعالیت های زیرزمینی و به تبع آن موسیقی زیرزمینی بدست دهید؟
البته من شخصاً با عبارت زيرزميني به يك مفهوم خاص موافق نيستم. معتقدم در ايران حداقل دو شكل فعاليت در مجراي غيرقانوني موسيقي صورت مي‌گيرد: الف) تكثير غيرمجاز موسيقي كه معمولاً خاطره‌برانگيز باشد، مثل آثار قدما و غيره. ب) نوع موسيقي كه مرتبط با گروه‌هاي نيمه‌حرفه‌اي مي‌باشد كه با ساختار جامعه يا انطباق ندارند، يا مكانيزم انطباق را نمي‌دانند. آنها نوعي از موسيقي‌هاي آفرينشگر كه به علت عدم درك شرايط اجتماعي و مقررات و ضوابط، مورد سوء‌استفاده‌ي عواملي قرار مي‌گيرند كه آن عوامل يك درشت‌نمايي‌هايي نسبت به اعمال مميزي‌ها و كارشناسي‌ها مي‌كنند و اين‌ها هم استنباطشان اين است كه اگر آثارشان مميزي شود، مجوز نخواهند گرفت، ناخواسته به زيرزمين كشيده مي‌شوند.
آیا فعالیت های زیرزمینی صرفا از اهداف سیاسی برخوردارند؟ اگر صرفا اهداف سیاسی را دنبال نمی کنند چرا به زیرزمین کشانده می شوند؟
خير، يك فرد در كار زيرزميني مي‌خواهد با وجدان آزاد مخاطبيني ارتباط برقرار كند كه به زعم آن تصور مي‌كند اين وجدان آزاد با آنچه كه دولتمردان تدوين مي‌كنند ناهماهنگي و يا ناهمخواني دارد. چون خودش به جاي اين كه با حاكميت به تفاهم برسد، به تقابل مي‌رسد. و چون به تفاهم نرسيده فكر می كند در تقابل با حاكميت خواهد توانست آنچه را كه مي‌انديشد، بيان كند. وجه اغلب آثار موسيقي زيرزميني يا به عبارتي 9/99 درصد شخصيت آثار موسيقي زيرزميني كاركردي اجتماعي دارد نه سياسي. حتي موسيقيداناني كه در دهه‌ي 60 شمسي از ايران رفتند، فعاليت سياسي نداشتند. به طور كلي فعاليت‌هاي سياسي براي جوان بي‌انگيزه است. به دليل ضعف تحليل فرهنگي مواجه با يك نوع مجموعه فعاليت زيرزميني هستيم كه در اشكال مختلف مانند اوقات فراغت، مهماني‌ها، فعاليت‌هاي موسيقي، و حتي كوهنوردي هم نمود پيدا مي‌كند. يك اثر هنري وقتي آفريده مي‌شود كه روندي يكسويه نداشته باشد و اگر مخاطب نداشته باشد، مطلقاً خلق نمي‌شود و اگر هم خلق شود، تبديل به يك عنصر آرشيوي و محفوظات ذهني فرد مي‌شود و به شبكه‌ي توزيع راه پيدا نمي‌كند و به آن اصلاً موسيقي زيرزميني اطلاق نمي‌شود.
اگر بپذیریم فعالیت گروههای موسیقی زیرزمینی بعنوان نمایندگان طیفی از جوانان معترض در عرصه موسیقی است که به نشانه اعتراض از سیستم ممیزی فعالیت خود را ادامه می دهند، پس اینگونه فعالیت ها چه تبعاتی می تواند به بار بیاورد؟
اساساً چه انگيزه‌هايي براي رويكرد جوانان براي آفرينش چنين آثاري وجود دارد؟ مي‌دانيم كه در ايران شبكه‌ي توزيعي كه بتواند بازگشت اقتصادي براي اين قبيل افراد داشته باشد، را به دنبال نخواهد داشت تا خود آنها بتوانند سود حاصله را به دست آورند. جدول فروشي براي آنان مترتب نيست، يا حتي ممكن است مورد مطلوبيت جامعه و ژانرهاي مختلف قرار نگيرد. موسيقي جوان، شرح حال نسلي است كه جامعه به آن دقت نكرده و هميشه يك حس تجربه‌ورزي در بيان مسايل اجتماعي در آن موج مي‌زند. اين را حتي مي‌توان در شعر و متون ادبي آنان نيز جستجو كرد. ما به جاي اين كه جديدترين اخبار را از رسانه‌ها بشنويم، از دوستان و نزديكانمان مي‌شنويم. آنان كساني هستند كه شما نمي‌توانيد آنها را ببينيد و مشخصات ذهني و فيلترهاي فكري‌شان را درك كنيد، فقط با آنها دوستيد و آن بسيار چيز خطرناكي است كه رسانه از آن جايگاه اصلي خودش به گونه‌اي شانه خالي كند و ناخودآگاه باعث تقويت بازار آثار غيرمجازي شود كه هم كار مبتذل در آن وجود دارد و هم كار حرفه‌اي. اگر اين معادله برنگردد، ما شاهد شكل‌گيري نظام‌مند و بسيار پيچيده شبكه زيرزميني خواهيم بود و آنها قادر خواهند بود در يك وجه اجتماعي ظاهر شوند.
طی نزدیک سه دهه ی اخیر ماحصل آثار منتشر شده ای که از سوی مراکز ذیصلاح اجازه پخش گرفته اند را بررسی کنیم شاهد هر دو نوع آثار ارزشی و ضد ارزشی هستیم، گاها آثار ضد ارزشی گوی سبقت را از آثار ارزشی ربوده بنابراین چرا گروههای زیرزمینی حاضر نیستند همانند بقیه از کانال این مراکز عبور کنند؟
نگاهي كه مديران كلان فرهنگي به جوان دارند، نگاهي ناقص است. جوان تا زماني كه مورد قضاوت اينچنين مديريت‌هاي فرهنگي قرار مي‌گيرد، به دنبال مفري براي عرض‌اندام ترشحات ذهني خود مي‌باشد و اين انفصال فرهنگي، رگه‌هاي اصلي‌اش در اينجا اتفاق مي‌افتد كه مخاطب را در بيرون بايد جست. الف) چون براي اين افراد ظرفيت تجربه‌انگيزي وجود ندارد. ب) فاقد نظام ارزش‌گذاري و ارزش‌يابي استعدادها و خلاقيت‌ها براي آنان هستيم. ج) فاقد كارگاه و يا ورك‌شاپ براي موسيقي پاپ هستيم. دانش عمومي هم از يك ظرفيت و توانمندي پاييني برخوردار است و خيلي زود با سليقه‌ي مخاطب تغيير مي‌كند و اينجاست كه تميز سره از ناسره، كار بسيار مشكلي است و من نسبت به شكل‌گيري‌اش بسيار بسيار احساس خطر مي‌كنم.
چه تعریفی از تهاجم فرهنگی دارید؟ آیا فکر نمی کنید اساسا این ترکیب هیچ توجیهی ندارد و از پایه غلط است؟
عده‌اي قبول دارند كه بعضي هنرها خوب است و بعضي هنرها بد. وقتي ما براي هنر يك مأموريت و رسالتي قائليم، پس براي ارتقاء فكري و هنري انسان تلاش مي‌كنيم، به طوري كه مسيحيت و اسلام و حتي اومانيست ها هم به آن قائلند، هر آنچه كه به ارزش‌هاي انساني كمك كند، مورد قبول است و هر آنچه كه به مخدوش كردن ارزش‌هاي انساني بيانجامد، ارزش طرح هم ندارد. اين كلي‌نگري را از خود دور كنيم كه اگر يك معدل پايين‌تري براي فرهنگ عمومي قائل شويم، بايد بپذيريم كه لااقل با جامعه به تصادم كشيده نشويم و براي ايجاد امنيت رواني مصرف‌كنندگان، ناگزير ستيز با حتي بي‌هنري هستيم.
مراکز تصمیم گیرنده و سیاستگذار مخاطب را چه تعریفی می کنید؟
تا زماني كه نگاه به خلاقيت‌هاي هنري تعويض نشود، نبايد جلوي خلق كردن هنرمند را گرفت، ولي مي‌توان با بالا بردن تجربيات و دانش عمومي فردي، او را به معدل اجتماعي نزديك كرد. آيا لازم نبود كه موسيقي جوان در ظرفيت‌هاي گوناگون برگزار شود و جوان خود را نه در مقابل يك نظر، بلكه در ارشاد و كسب تجربه از مخاطبين خود رشد كند. اين مرگ ظرفيت‌ها و سوختن فرصت‌ها، نتيجه‌ي قطعي و قهری اش به سمت و سوي چنين شبكه‌هايي دارد كه بعضاً هم مورد سوء‌استفاده قرار مي‌گيرند. مميزي نه از آن جهت است كه دست خطاكار را قلع و قمع ‌كند وديگر دايره‌ي خطاكاري را در جامعه‌ي ايده‌آل نخواهيم داشت، بلكه فلسفه‌ي وجود مميزي عبارتست از فراهم‌سازي شرايط رواني براي قاطبه‌ي مصرف‌كنندگان فرهنگي كه مي‌خواهند با طيب خاطر، نسل خود و فرزندانشان را به آنها بسپارند.
با توجه به اینکه ابزارهایی همچون اینترنت، ماهواره راه را بر همگان هموار کرده، آیا مراکز ذیصلاح همچنان راه مقابله با این پدیده یعنی موسیقی زیرزمینی را روش فشار می دانند؟ یا اینکه پس از سه دهه لازم است در سیاستگذاریهای کلان خود تجدید نظر کنند؟
بهسازي در روش‌ها، تعامل بين بخش‌هاي گوناگون، استفاده از تمام ظرفيت‌هايي كه آن نهاد سياست‌گذاري به آن مكلف است، راه‌اندازي كانون‌هاي موسيقي جوان توسط شهرداري‌ها، راه‌اندازي شبكه‌هاي N.G.O توسط خود هنرمندان، بهره‌برداري وزارت ارشاد از ظرفيت ارائه‌ي مشاوره به بهترين وجه و بيشترين اطلاع‌رساني كه مي‌تواند به ارتقاء و رشد فرهنگي بيانجامد، و آنگاه شما خواهيد ديد دليلي بر ورود موسيقي زيرزميني وجود نخواهد داشت. فرهنگ مصرفي مردم بايد پيام آفرينشگري را بگيرند كه از اصول اوليه‌ي آموزش علمي برخوردار باشد. گروه‌هاي معتبر هنري جامعه را به عنوان لابراتوار يادگيري خود فرض كنند. اين ظرفيت را بايد قبول كنيم كه هنرستان موسيقي پاپ نداريم. 99 درصد اين گرايش‌ها گريز از رشته‌اي به رشته‌اي ديگر و يا تجربي است، چگونه مي‌توانيم بپذيريم فرهنگ عمومي جامعه را در معرض قضاوت افرادي قرار دهيم كه آنها نخستين مباني اوليه به صورت علمي و آكادميك اشراف ندارند. ما بايد به آن گروه زيرزميني كه مغفول واقع شده اين آگاهي را بدهيم، اين چنين نيست كه تو تصور مي‌كني كه رفتي در زيرزمين كار كردي، هنرمند خواهي ماند، بلكه اولين كار تو آخرين كار تو خواهد بود. دوم نخواهي توانست شخصيت هنري خود را اثبات كني. سوم بازدهي اقتصادي نخواهي داشت. چهارم اگر به شهرت رسيدي، جامعه‌ي ما نشان داده جريان‌هاي زيرزميني هويتي تخريبي دارند. با اين كه پانزده سال فعاليت موسيقي پاپ متوقف بوده، علاقمندان و دست‌اندركاران موسيقي پاپ دوست دارند از مجراي قانوني اقدام به تكثير آثار خود كنند. با اين كه آن بگير و ببندها بايد باعث سرخوردگي هنرمندان اين عرصه شده باشد و آنها از اين منظر به مميزي اعتقاد دارند، كه اين حد از آفرينشگري با شاخصه و شاكله‌ي جامعه انطباق دارد و يا تعارض و تصادم ندارد.
نظرتان درباره تدابیری همچون دائر کردن پایگاههایی برای عرضه آزادانه ی آثار تجربی این گروهها چیست؟ تا شاید شاهد کمرنگ شدن گروههای زیرزمینی و روآوردن آنان به روی زمین باشیم.
ما زماني كه توانستيم اين گروه‌هاي نيمه‌حرفه‌اي و آماتور و پژوهشگرها را گردآوري كنيم، توانمندي‌هاي آنها را بالا ببريم، آنها را به شاكله‌ي اصلي موسيقي نزديك كنيم، آنها هم اين فرصت را خواهند داشت كه بيايند با تكيه بر دانش و شناخت خود، دست به ابداع و خلاقيت بزنند. آيا جامعه اين ارزش را ندارد كه بخواهيم روي اين بخش سرمايه‌گذاري كنيم؟ اصلاً شما چرا از موسيقي زيرزميني احساس خطر مي‌كنيد؟ براي آن بخش از موسيقي خوب كه احساس خطر نمي‌كنيد، بلكه در قبال يك جريان مرموز اگر نگويم يك جريان ناآشنا كه فرهنگ جامعه را نمي‌شناسد و آن را به چالش مي‌كشد، احساس مسئوليت مي‌كنيد. اگر آموزش وجود نداشته باشد، بهره‌وري و توليد معنا ندارد. خواه به صورت آموزش آزاد باشد، خواه دولتي. بين آموزش‌هاي رسمي، آكادميك و يا تجربي، يك ارتباط معناداري بايد باشد تا تجميع آنها به صورت فرهنگ درآيد، چون بين بخش‌هاي مختلف موسيقيايي تفكيك و انفصال وجود دارد. بايد بپذيريم كه در جامعه‌مان به يك فعاليت گروهي سامان‌يافته نرسيده‌ايم. بنده هنرمند را در يك مرحله از سلامت و صيانت مي‌دانم كه هيچگاه نمي‌خواهد با مردم به تقابل برخيزد، بلكه شايد راه تفاهم و تعامل را نمي‌داند.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...
بالا
گفتگو
دالان های منتهی به زیرزمین
گفتگوی اختصاصی سروش ریاضی با میرزاخانی از اهالی موسیقی زیرزمینی
تعریف شما از موسیقی زیرزمینی چیست؟
بحث موسيقي زيرزميني نه تنها در ايران، بلكه در تمامي دنيا به نظر من يك شكلي از موسيقي است كه قابليت ارائه ندارد. در ايران ممكن است به دليل عدم اخذ مجوز و يا در كشورهايي مثل آمريكا به دليل عدم حمايت توليدكنندگان و حمايت مالي و يا اين كه خارج از قابليت‌هاي عرف اجتماعي بوده، مانند گروه‌هاي ضدمسيحي كه ممكن است در ارائه آثار خود با مشكلات و طرد عمومي مواجه شوند، و اين سبب مي‌شود كه در زيرزمين فعاليت خود را ادامه دهند و بدون مجوز و به صورت خودجوش و بدون حمايت پخش شوند. حالا موضوع موسيقي زيرزميني در ايران كه با ارجاع به 4 الي 5 سال پيش مي‌توان به جوانان هم‌نسل خودم اشاره كنم. آنها سعي كردند مدلي از موسيقي را ارائه دهند. گروه پيشرو اين حركت را مي‌توان به «گروه اوهام» به سرپرستي آقاي شعرباف اشاره كرد. آنها با استفاده از اشعار حافظ و به كارگيري ملودي‌هاي ايراني در قالب موسيقي راك و هارد راك، آلبوم خود را ارائه دادند، كه به نظر من قالب اهمیت چندانی ندارد. همان طور كه در سينما قالب فيلم اكشن را از غرب بهره گرفته‌ايم، ولي با موضوعات ايراني در آن مي‌پردازيم، ما در موسيقي نيز فرهنگ راك را مدنظر نداشته‌ايم، بلكه از قالب آن بهره برده‌ايم. به تدريج با پيشرفت وسايل كامپيوتري و راحت‌تر شدن ضبط موسيقي و همه‌گير شدن اينترنت، آن موسيقي كه نسبتاً جدي تلقي مي‌شد، چه از حيث استفاده از شعر و چه از بابت درك، متأسفانه به سمت ابتذال رفت؛ چراكه شنوندگان اين نوع موسيقي راك نياز است به منظور درك هرچه بهتر به تعمق برسند، به طوري كه اگر شنونده به تعمق نرسد، به راحتي نمي‌تواند تكنوازی گيتار الكتريك را تحمل بياورد. و در حال حاضر قالب موسيقي زيرزمين ايران «راك» و «هيپ‌هاپ» است كه به گونه‌اي نيشتر زدن به غده‌اي چركين بوده تا اين كه به خود موسيقي بيانديشند، مثل به كارگيري كلمات ركيك كه نه با فرهنگ ما سنخيت دارد و نه پذيرفتني است و تنها بيبشتر عقده‌گشايي مي‌كنند و فاقد ارزش هنري است اما متأسفانه از جريان اول منحرف شده است.
درمورد آلبوم جدید خوتان «خواب» چه نظري داريد؟ آيا در قالب موسيقي زيرزميني مي‌گنجد؟
درمورد اين آلبوم مي‌توان گفت كه جزو موسيقي زيرزميني نيست؛ چراكه اين آلبوم داراي مجوز و كپي‌رايت است، با اين تفاوت كه در كانادا صورت گرفته و تنها پخش آن در ایران به صورت زيرزميني انجام پذيرفته است. اين آلبوم سبك و سياق راك و بلوز را دارد و سعي كردم خواندن بلوز و چگونگي آواها را در فارسي تجربه كنم.
اگر شما معتقد نيستيد كه موسيقي‌تان از گروه موسيقي زيرزميني نيست، پس چرا از كانال خارج از ايران اقدام به توليد و پخش شد؟
اين آلبوم كاريست تحقيقاتي و پژوهشي روي تلفيق موسيقي بلوز و راك و شعر فارسي. الان سال‌هاست كه آلماني‌ها، فرانسوي‌ها و ايتاليايي‌ها و ملل غیر انگلیسی زبان سعي دارند تا زبانشان را در قالب راك استفاده كنند و جذابيت زبان انگليسي را هم حفظ كنند و تاكنون موفق نبودند، ولي من با همياري دوستم آقاي جلال تهراني، تحقيقاتي بيش از يكسال انجام داديم و يكسري اوزان عروضي را در زبان فارسي پيدا كرديم كه قادر هستيم با اين اوزان، راك و بلوز خواند. من بر اين باورم كه اگر نتيجه‌اي چنين در اروپا اتفاق مي‌افتاد، پژوهشگر را مورد تقدير قرار مي‌دادند، چون كه به نظر من در حال حاضر اروپا بيشتر از ما شديداً مورد تعرض فرهنگ آمريكاست و به تدريج همه چيز تحت سلطه‌ي فرهنگ آمريكا قرار مي‌گيرد، به طوري كه ما شاهد تأثير سينماي اروپا از آمريكا هستيم و نه تنها سينماي هنري اروپا از دست‌رفته تلقي مي‌شود، بلكه موسيقي‌اش هم از دست‌رفته است و آنها از افرادي كه حركت‌هايي را در جهت تقويت فرهنگ آنجا گام بردارد، استقبال مي‌كنند، منتها در ايران به علت عدم شناخت كارشناسان و مسئولين، نوع موسيقي مبتذل غربي را از نوع موسيقي جدي تميز نمي‌دهند و سبب مي‌شود كه يكي مثل من آلبومش را از كانال وزارت فرهنگ و ارشاد ارائه نمی دهد. حتي با فرض بر اين كه وزارت فرهنگ و ارشاد به آلبوم من مجوز هم می داد ولی با اطلاع از برو و بياها، سؤال و جواب‌ها از رجوع به آنجا پرهيز كردم و اين تنها به دليل عدم شناخت كارشناسان از قابليت‌هاي موسيقي راك است، چنانچه آنها به اين نوع موسيقي پي ببرند، اتفاقاً دست موسيقيدانان ايراني بازتر مي‌شود تا بدين‌وسيله ما خود شبيخون فرهنگي را بزنيم، همان طور كه هندي‌ها در دهه‌ي 70 موسيقي خود را به غرب ارائه دادند و موسيقي تلفيقي به همين صورت شكل گرفت، ولي اين عوامل بازدارنده باعث مي‌شود تا جوانان ما يا اين فعاليت را رها مي‌كنند و سرخورده مي‌شوند و يا اين كه درنهايت به سمت موسيقي پاپ گرايش پيدا مي‌كنند و آن هم موسيقي پاپ از نوع وارداتي. حال چگونه است كه موسيقي پاپ وارداتي قابل پذيرش است، ولي موسيقي راك خير، در حالي كه موسيقي راك از مضامين اجتماعي برخوردار بوده و چه از لحاظ مفهوم و سطح موسيقي آثاري عميق‌تر مي‌باشند. اگر مسئولين در ديدگاه خود بازنگري كنند، ما موسيقيدانان قابلي داريم كه حداقل از لحاظ سطح نوازندگي پابه‌پاي نوازندگان غربي مي‌توانند عرض‌اندام كنند. كافيست مسئولين ذيربط در اين خصوص تحقيقي كنند كه موسيقي راك چه محاسني و چه معايبي دارد و من مطمئنم كه آنقدر محسنات اين نوع موسيقي از پاپ بيشتر است كه معايب آن به چشم نمي‌آيد. اگر به شعر فارسي دقت كنيم، در دنيا زبانزد هستيم، در حالي كه موسيقي پابه‌پاي شعرمان پيشرفت نكرده است و اين به دليل نداشتن قالب‌هاي متنوع بوده كه درصورت داشتن اين قالب‌ها و سطح موسيقي‌مان و به تبع آن، سطح فرهنگي‌مان ارتقاء مي‌يابد.
در پاسخ به اين كه دوستان آثارشان را از كانال زيرزميني منتشر مي‌كنند و كانال‌هاي قانوني را پيگير نيستند. شايد پيش‌داوري‌هايي از سوي اين گروه‌هاي صورت گرفته كه به واسطه‌ي تجربه تلخ سال‌هاي گذشته و حتي اخيراً كه بسياري از گروه‌ها به مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد رفتند و ماه‌ها وگاهاً سال‌ها در دالان‌هاي اين وزارتخانه معطل شده‌اند و از انتشار اثرشان صرف‌نظر كرده‌اند، سبب ترسي در شما نيز شده است كه نظير همين اتفاق براي ما نيز بيافتد و اگر بپذيريم امكان اين اتفاق وجود دارد، آيا فكر نمي‌كنيد كوتاهي دوستان عامل كمرنگ شدن تغيير رويه‌ي مراكز تصميم‌گير مي‌شود، در حالي كه اگر اعمال فشار گذشتگان نبود، اين تغيير رويه را شاهد نبوديم و شرايط كنوني که به نسبت گذشته خيلي متفاوت است وجود نداشت، به طوري که در ده سال پيش اجازه‌ي حتي چاپ تصوير گيتار الكتريك وجود نداشت، چه برسد به استفاده‌ي اين ساز در موسيقي، در حالي كه امروز اين مشكل كمتر وجود دارد واين به واسطه‌ي سماجت‌هاي موسيقيدانان گروه‌هاي فعال آن دوره است و اگر از سوي نسل جديد گروه‌هاي موسيقي عقب‌نشيني صورت گيرد، مجدداً شاهد همان وضعيت گذشته خواهيم بود. آيا فكر نمي‌كنيد به گونه‌ي ديگر بايد عمل كرد؟
كاملاً اين انتقاد را مي‌پذيرم. هم مي‌توان كوتاهي اسمش را گذاشت و هم از منظر ديگر مي‌توان به آن نگاه كرد. گروه‌هايي مثل ما كه فاقد هرگونه تهيه‌كننده و حمايت مالي است و تمامي وجوه آلبوم را يك‌تنه انجام مي‌دهیم و بدون هيچ گونه فعاليت سياسي و غيره و تنها هدف ارائه يك اثر هنري بوده و تمام سعي‌مان را كرديم از مشخصه‌هاي ايراني در آثارمان بهره ببريم، ازجمله ويژگي‌هاي شعر فارسي و انطباق آن با موسيقي‌مان. حال با اين درگيري‌هاي ذهني قرار باشد كه به وزارت ارشاد درخصوص چگونگي آلبوممان هم پاسخ دهيم و دست به سرمان كنند، ديگر نوعي توهين تلقي مي‌شود.
ادامه مطلب در مجله بخوانید...

بالا
محل تبلیغ شما
 
 
   
 
درباره ما تماس با ما
 
  تمامی حقوق برای موسسه فرهنگی هنری ارغنون محفوظ می باشد و هرگونه برداشت مطلب با ذکر موخذ بلامانع می باشد.